آسیه پوست سرخ و سیاه شدهای داشت. دو تا گردوی زیر جلیقهاش به سختی دیده میشد. موهای بلندش را روی گوش راستش گیس کرده بود. دنبالۀ گیس روی سینهاش افتاده بود. نمد را روی تیرک اصطبل گذاشت و کف دستهایش را به گردنم مالید...
لطفاً ادامه را در «قدح درد» بخوانید.
t.me/ChaliceofAgony/1902

