یه هالووین پارتی ای گرفتم که تا یه هفته باید افتری پس بدم سرش
شاید فکر کنید بخاطر مستی اینو گفتم
ولی نه، منظورم تمیزکاریش بود
بفرمایید پاییز فن های خدا زده ای که داشتید له له میزدید زودتر پاییز شروع شه، تازه یه ماه هم ازش گذشت چه گلی به سر خودتون زدید
فقط مریض شدید که بیچاره ها
تنها کسی هم که تو وایب پینترستی این فصل باهاش دیت رفتید دکتر سرکوچتون بود
همینو میخواستید؟
زندگی مجردی فقط اونجاش که میای پیاز رنده کنی اشکت در میاد میشینی کف آشپزخونه ۱۰ دقیقه بابت هرچیزی که ناراحتت میکنه گریه میکنی
پارسال دقیقا همین روزا به یکی از پسرای مذهبی دانشگاه گفته بودم حاجی این دختره تو کلاسمون بهترین کیس برا خودته حجابشم که تکمیله
بنده خدا اون موقع که این رو شنید بهش بر خورد
امروز شیرینی عروسیشون رو آورد خوردیم
خدایی چه چشم بینایی دارم من
واقعا حس عجیبی داره که بعد از مدت ها برگردی به یه لوکیشنی که خیلی وقت پیش رفته بودی و به این فکر کنی که همچی از اون موقع تا الان چقدر فرق کرده و چقدر نسبت به اون موقع آدم متفاوت تری هستی
ترم یک محاسبات در داروسازی داشتیم
ترم دو فیزیک در داروسازی
ترم سه زبان تخصصی در داروسازی
این ترم بین کلاسا میرم نمازخونه که بتونم خواب در داروسازی رو پاس کنم
هرچیزی که با تو هم فرکانس نیست، دیر یا زود از دنیای تو حذف میشه
حتی اگه برات اندازه کل اون دنیا ارزش داشته باشه
از یه جایی به بعد دیگه دلت برای داستان غم انگیز مردم نمیسوزه
چون داستان خودت هم غم انگیز بود
یا یه جا به خودت میای و جمعش میکنی یا کلا میبازی
شاید این فصل از زندگی اصلا درباره پیدا کردن عشق نباشه
شاید درباره پیدا کردن ورژنی از خودت هستش که بخاطر یه نفر دیگه گمش کرده بودی
طبق گفته های این خاله، یک دختر اسکینی تهرانی با صورت پهن و موهای روشن تا الان دیگه باید خودش رو نشون میداد
ولی خب چیکار کنم؟ مهر هم تموم شد نیومدی
از الان به بعد هر اتفاقی بیفته تقصیر خودته



















