صهیونیستها نتانیاهو را گردن نگرفتند، تو ببین سطلی چه قحبهای است که هنوز برای این جنایتکار بالفطره میلیسد.
2026 Election vote count complete: Prime Minister Benjamin Netanyahu's bloc holds 53 seats in the 120-member Knesset, while opposition parties have 67.
Follow Haaretz's election updates here: haaretz.com/israel-news/elec…
جامعه درباره رضا پهلوی بهشدت دوقطبی شده و مردم به دو اردوگاه کاملاً مجزا تقسیم شدهاند. بهنظرم، پیش از هر چیز، همه باید تلاش کنند یکدیگر را بفهمند و با هم گفتوگو کنند.
نیمی از مردم معتقدند او بازندهای بیعرضه و بیکار است که حتی از پس اداره خانوادهاش هم برنیامده؛ نیم دیگر بر این باورند که او حتی لیاقت داشتن همین صفات را هم ندارد.
یکی به مردم گفت مراکز حساس را تصرف کنند؛ بعد کشتهشدنشان را «تلفات طبیعی» خواند و سرانجام گفت اصلاً مگر من گفته بودم کسی بیرون برود؟ دیگری نه به کسی گفت مراکز حساس تصرف کنند که کمک در راه است، نه مسئولیت فراخوان دادن با او بود، بااینحال، کشتهها را «شهید» خواند و از خانوادههایشان دلجویی کرد. حالا همانهایی که مدعی حمایت از جانفدایاناند، اولی را میستایند و به دومی حمله میکنند. با چنین عقلکلهایی طرفیم.
هر انسان عاقلی میتواند بفهمد که رضا پهلوی چیزی جز یک دلقک نیست. اما موساد، از طریق او، مهار جماعتی از مستضعفان ذهنی، کودنها و ابلهان را در دست گرفته است. جمعیتی با چنین سطحی از درک و قدرت تشخیص، توان کنش مؤثر ندارند، اما برای تخریب و کشتهسازی آلتی کارآمدند.
یک مبارز تا وقتی زنده است، با لحظهبهلحظه زندگیاش دشمن را به ستوه میآورد؛ و آنگاه که مرگ برایش آغوش میگشاید، از مرگ گلولهای میسازد و به سوی دشمن شلیک میکند. این همان منطقی است که سنوار و خامنهای به آن عمل کردند.
کسی که در رقابت عشقی به تام مورلی باخته، حالا میخواهد ایران را از دست علی عظمایی و مجید موسوی دربیاورد. رضا پهلوی جوک کرکرخندهای است.
یادش بخیر، در روزهای قطعی اینترنت و اختلال ارتباط با جهان بیرون، اولین بار که این تصویر را در یکی از کانالهای بله دیدم، پیروزی ایران در جنگ برایم قطعی و مسجل شد.
بزرگترین تله قرن را علی خامنهای، صبح ۹ اسفند، در خانه خودش و برای آمریکا و اسرائیل کار گذاشته بود.
خوشبختانه رژیم صهیونیستی هم یک تعداد اصلاحطلب-قاتل دارد که برای سایر قاتلها کمی مشغولیت داخلی ایجاد کنند.
جمهوری اسلامی میتواند دلایل منطقی و واقعی بسیاری برای مخالفت با خود به دست دهد؛ اما اکثریت مخالفانش هیچ دلیل متقن و مستدلی برای مخالفتشان ندارند.
یک بخش از صحنه ۱۸ و ۱۹ دی هم اینگونه بود:
فقیرترین ساکنان حاشیه تهران، در دو سوی میدان به جان هم افتادند؛ یکدیگر را کشتند و زخمی کردند تا منافع اسرائیل، آمریکا، الیگارشی مولتیمیلیاردر ایرانی و تراستیها تأمین شود.
شبحی بر فراز جهان در گشتوگذار است؛ شبح مکتب مقاومت خامنهای. ترامپ و نتانیاهو، قدرتهای استعماری اروپا و ارتجاع عربی، غربگرایان ایرانی و الیگارشی فاسد، همگی برای تاراندن این شبح اتحادی شیطانی ایجاد کردهاند.
خیلی جالب میشود اگر کسی تحقیق کند که از میان اعضای اتاق بازرگانی، دانهدرشتهای اصناف، صاحبان بانکهای خصوصی و اعضای خانوادههایشان، چند نفر در ۱۸ و ۱۹ دی کشته شدهاند و چند نفر در جنگهای دوازدهروزه و چهلروزه؟
احتمالاً عدد صفر یا چیزی نزدیک به صفر است. کسانی که بیشترین سهم را از منابع و امکانات کشور میبرند، همیشه صدای طلبکاریشان بلند است و مدام میخواهند در تعیین مقدرات کشور، سهمی صد برابر شهروندان عادی داشته باشند؛ در آمارهای اینچنینی، همچون ارواحی نامرئیاند.
در جنگ رمضان خون عالیترین رهبر سیاسی و بلندمرتبهترین فرمانده نظامی کشور، با خون یک کارگر فضای سبز شهرداری در هم آمیخت. این درآمیختگی مقدس، شعلهی انقلابی تازه را برافروخته است؛ انقلابی که نباید بگذاریم خاموشش کنند.
آنچه در مقاومت ما مایه غرور و وجد است، این است که از عالیترین رهبران و فرماندهان تا سرباز صفر، از مسئولان معتقد به مقاومت تا مردم کوچه و خیابان، همه به یک اندازه در معرض خطر جانی و تهدید بودند. اما نه کسی جا زد، نه کسی عقب نشست و نه کسی از انجام وظیفه شانه خالی کرد.
ترامپ: من یه آشغال عوضیم که از بچهها سواستفاده جنسی میکنم،
رییسجمهور یه کشورو دزدیدم،
به خاک همه همسایههام چشم دارم،
از برجام اومدم بیرون چون چیزی بهم نمیماسید،
از یونسکو و توافق پاریس هم خارج شدم چون حال نمیکردم،
ایران و یمن رو بمبارون کردم چون یه مشت کلهسیاهن که باید بمیرن،
رهبر و مقامات و بچههای ایرانی رو کشتم چون فکر میکردم اینطوری میترسن و نفتشونو میدن به ما،
آتشبس با ایران به هیچجام نبود، فقط امضاش کردم که یه مدت ذخایر نفتیمو پر کنم. بعدش بدون اینکه هیچ کدوم از بندهاشو اجرا کنم اونم زدم زیرش.
اصلاحطلب: ایران با دادن شعار مرگ بر آمریکا و پیگیری اجرای تفاهم اسلامآباد، باز هم جنگ راه انداخت.






