Pinned Tweet
من و تو کم نه؛
که باید شبِ بیرحم و گلِ مریم و بیداریِ شبنم باشیم
من و تو خم نه و درهم نه و کم نه و
که میباید با هم باشیم
من و تو حق داریم
در شبِ این جنبش
نبضِ آدم باشیم.
open.spotify.com/track/2Dei3…
سر یه کلاسی بحث ایمیل با AI بود و استاد اتریشی که اتفاقا خیلیم آدم کول و جالبی بود میگفت ایمیل با AI خط قرمز منه.
گفتم ببین منی که تو سرم ۳تا زبون همواره همزمان داره میچرخه نمیتونم برای هر ایمیل چرتی که میزنم کلی وقت صرف کنم که این صداهارو خفه کنم. هدف ایمیل رسوندن پیامه و تو هم پیامو میگیری.
بعد اعتقاد داشت که نه اون تاچ انسانی بودنش رو خوشم میاد بعد تو همون مثالم یهو گفت اره فلانی خیلی ادم خوبیه ولی بلد نیست ایمیل محترمانه بنویسهژ
خب مشکلت چیه؟ یه راهی پیدا شده بهت بیاحترامی نشه و وقتتم تلف نشه پیامو بگیری. قرار نیست همه باهات دوست باشن و برات وقت بذارن:)))
الان اگه همه اینا بدون اون روسری کسشر میومدن چی میشد؟ همرو که نمیتونستن تنبیه کنن:)) تازه توجیهش هم این میتونست باشه که رفته بودیم زنونه!
واقعا این اهالی سینما عجیبن
اون زنیکه آشا محرابی یه جوری خودش رو پوشونده، انگار اومده حرم امام
شما مشکلتون خود «زن»ه و الا صدبرابر این حرفارو مردها زدن و شما پاشدید رفتید کنسرتشون و فیلماشونو دیدید و به پادکستای کسشرشون گوش کردید…
۲۹سال گذشت تا یاد بگیرم بهترین راه پرداختن به یک احساس، اینه که بروزش بدی و از سیستمت توی یه موقعیت امن خارجش کنی…
دیر بود ولی به نظر داره کار میکنه.
مسئله اینه که آدما فکر میکنن کسی که وارد خونوادشون میشه حتما باید توشون حل بشه،
در صورتی که خانواده گسترش پیدا میکنه و با اضافهشدن یه تفکر جدید «میتونه» حتی رشد کنه.
قرار نیست همه با تمام ارزشهای ما کنار بیان و بپذیرنش. میتونن صرفا کنارش به زندگی خودشون ادامه بدن.
ببخشید
روم به دیوار
واقعا شرمندهام
من دلم برای لمیز تنگ شده. احتمالا دلم برای حسم وقتی اونجا وقت میگذروندم تنگ شده ولی هربار بوی قهوهای شبیه به قهوه لمیز حس میکنم، مغزم یهو یه دنده عوض میکنه.
چیزهایی که همیشه جلوی چشمم بود رو دونه دونه گذاشتم توی جعبه و فقط اشک ریختم
جعبه هنوز بازه و جرئت نمیکنم ببندمش و اصلا کجا بذارمش؟ از مغزم که نمیتونم پاکش کنم.
ترنم retweeted
بنظرم ترکا به عنوان اینکه تینجراشون پنجشنبه الکل نمیخورن که جمعه برن نماز جماعت زیادی نظر میدن راجع به دنیا
جلو همکلاسیم داشتم به دوستم میگفتم شغل رویاهام رو پیدا کردم، همکلاسیم درجا جلوی چشمم براش اپلای کرد:/









