Pinned Tweet
پنیر پیتزا پگاه
قیمت تولید کننده ۲۸۳ هزار تومن
قیمت مصرف کننده ۶۱۵ هزارتومن
بابا خیلی وقیحید
امین میمندیان retweeted
مشاور قالیباف: ما رفتیم در اسلام آباد که به ترامپ پل پیروزی بدیم اما خدا نمیگذارد که او رد بشود
مجید شاکری:
یک فهرست دارم از کمک های آشکاری که خدا به ما در این جنگ کرده است. ما نکردیم و تدبیر ما نبود. خدا کرد. میگویم تا در تاریخ ثبت بشود.
محمود محمود محمود!
تو هم میتونستی مث داسیلوا الان دور چهارم رییس جمهوریت باشه ولی چه کردی با خودت و چه کردن با تو
کم کم برا بنزین زدن باید یه کوییز بدیم اگه حدنصاب رو آکردیم بهمون بنزین میدن.
آقا یه سری بچه مچه گذاشتین اون بالا ایده تست بزنن؟
کارت سوخت جایگاه ها رو در ۱۱ استان حذف کردن. حالا شما برسی به اون استان و خودت سهمیه نداشته باشی چی میشه؟
هیچی. حتی خبری از بنزین به نرخ صادراتی نیست. هیچکدوم ازین عقل کل ها به اینجاش فکر نمیکنن. چون خودشون هیچوقت قرار نیست درچنین موقعیتی گیر کنن.
وضعیت:
۲.۵ تومن افزایش کالابرگ که ندادن
۲تومنی که دولت قرار بود به متولدین ۴۰۵ بده ندادن
۴تومن زاکانی رو هم بهمون نمیدن
یارانه هم که قطع شده
وام فرزنداوری هم بنظر سرش گرده.
خداقوت
امین میمندیان retweeted
رنجبران در تازهترین مصاحبهاش مدعی شده
صداوسیما تصاویر مربوط به مرحوم مهسا امینی را
در اختیار داشته، اما از پخش آنها خودداری کرده است!
این ادعا در حالی مطرح میشود که جبلی سه سال قبل
گفته بود: برای پخش این تصاویر، سه روز خواهش کرده!
پ.ن: همهی ما آخرتی در پیش داریم!
امین میمندیان retweeted
🔺این فیلم کوتاه از حاجآقای رمضانی، در این چند روز خیلی دیده شد...
در عین حال که داره شرایط روز رو میگه، اما کاملاً مطلب اعتقادی هست، اتکا به خداوند و ایمان به سنتهای الهی... لطفاً ببینید و به قدر وسع پخش کنید...
ورودی تهران بالای عوارضی قبل حرم امام بزرگ و خوانا نوشته "به سرای ایرانی خوش آمدید"
آقا پول این بیلبورده ارزش خفتی که به تهران میدین رو نداره😅
یه بار ما یه غلطی کردیم به یه کلینیک کاشت مو زنگ زدیم. ماهی یه بار زنگ میزنه میگه چی شد؟ منم هی بهش میگم پشیمون شدم پول ندارم اسم منو خط بزن باز ماه بعد زنگ میزنه.
امین میمندیان retweeted
داغ دل من تازه شد.
حالا که به سال ۸۸ فکر میکنم، بیشتر از هر چیزی احساس شرمندگی میکنم. احساس میکنم به من خیانت شده، از جوانی و معصومیتم سوءاستفاده شده، ولی در عین حال نمیخواهم همهچیز را گردن دیگران بیندازم. چون خودم هم در آنچه اتفاق افتاد سهم داشتم. سهمی که هرچه بیشتر به آن فکر میکنم، بیشتر از خودم خجالت میکشم.
ببینید، ما در مملکتی با پیشینه ایران بزرگ شده بودیم که اساساً مردم در آن کشک بودند. شاهی بود و مملکت صاحاب داشت، تا شاه میمرد، شاه بعدی میآمد و دوباره مملکت صاحاب داشت. بعد در این مملکت انقلابی شد و انتخاباتی برگزار شد که مردم میتوانستند در آن رئیسجمهور انتخاب کنند.
ولی ما با این حق چه کردیم؟
بینیبینالله، روح عزیزان ازدسترفتهتان را شاهد میگیرم. وقتی سال ۸۸ گفتند تقلب شده، آیا جز این بود که چشمبسته باور کردیم؟ آیا جز این بود که اصلاً خیلی هم برایمان مهم نبود سند و شاهدی وجود دارد یا نه؟ دستکم من که در آن لحظه چیزی ندیده بودم. ولی با چنان اطمینانی از تقلب حرف میزدم که انگار خودم بالای سر صندوقها ایستاده بودم و رأیها را شمرده بودم.
خاطرم هست زهرا رهنورد زنگ زده بود بیبیسی و تظلمخواهی میکرد که مگر میشود مردم لر داماد خودشان را رها کنند و به دیگری رأی بدهند؟ بعد در جمله بعدی میگفت مگر میشود مردم آذربایجان به فرزند خودشان رأی ندهند؟!
خب یکی از ما از خودش پرسید این ادعاهای شر و ور چیست؟ این که دلیل تقلب نیست! اگر قرار است با این چیزها نتیجه انتخابات را بفهمیم، اصلاً چرا انتخابات برگزار میکنیم؟
ولی مسئله این بود که ما اصلاً دنبال دلیل نبودیم. ما از قبل تصمیممان را گرفته بودیم.
من یک بچه پرروی تهرانی طبقه متوسط بودم که حالم از احمدینژاد به هم میخورد. از سفرهای استانیش، از لبخندش، از طرفدارانش که فکر میکردم یک مشت بیسواد و بیشعورند، حتی از اینکه به جای عِدالت میگفت عَدالت متنفر بودم.
حالا خجالت میکشم که اعتراف کنم برایم خیلی هم فرقی نمیکرد انتخابات را برده باشد یا نه. دوست داشتم زمین بخورد. همین. اصلاً پشیزی برایمان مهم نبود که آنهایی که به او رأی داده بودند چه؟ مگر آنها هم شهروند این مملکت نبودند؟ مگر رأی آنها ارزشی نداشت؟
یادم هست رفته بودم روستای پدری. با چه غروری برای مردم توضیح میدادم که تقلب شده! میدیدم دستبند ایران بستهاند، ولی توی صورتشان نگاه میکردم و با تبختر و تمسخر در دلم میگفتم جز همین دهاتها و شهرهای کوچک چه کسی به آن میمون رأی میدهد؟!
نمیدانم آن همه اعتمادبهنفس از کجا آمده بود. از اینکه بیبیسی و فرناز قاضیزاده و آن یکی مجری چشمآبی که شبیه انگلیسیها بود ولی فارسی حرف میزد از ما طرفداری میکردند؟ از اینکه ماشینی زیر پایم بود که آن روستایی شاید در عمرش پشت فرمان مثل آن ننشسته بود؟ از اینکه تهرانی بودم و خیال میکردم بیشتر از بقیه میفهمم؟
نمیدانم. ولی امروز که به آن روزها فکر میکنم، از آن همه تکبر و حماقت حالم به هم میخورد.
بدبختی این بود که حتی وقتی همهچیز جلوی چشممان بود، باز هم خریت و حماقتمان نمیگذاشت چیزی ببینیم.
چند سال بعد، وقتی قرار شد فیلم قلادههای طلا را در دانشگاه نمایش بدهند، ما با یک مشت خرتر از خودمان برنامه ریختیم که برویم صندلیهای جلوی آمفیتئاتر را بگیریم و وقتی احمدینژاد را در فیلم نشان دادند، به نشانه اعتراض بلند شویم و سالن را ترک کنیم!
همین کار را هم کردیم. ولی در کمال ناباوری دیدیم آنهایی که روی پلهها و راهروی آمفیتئاتر نشسته بودند، هجوم آوردند و روی صندلیهای ما نشستند!
حتی آنجا هم نفهمیدیم که شاید همه مثل ما فکر نمیکنند. شاید بیرون از جمع خودمان، آدمهایی هستند که نهتنها با ما موافق نیستند، بلکه از دستمان عصبانیاند. ولی ما چنان خودمان را صاحب حقیقت میدانستیم که انگار هرکس با ما مخالف بود یا نفهم بود یا مزدور.
حالا سالها از آن روزها گذشته. من امروز به این نتیجه رسیدهام که تقلبی به معنای جابهجایی آرا در کار نبوده. و به خدا قسم گاهی آرزو میکنم کاش شده بود. کاش واقعاً تقلب شده بود تا اینقدر بابت کثافتکاریهای آن روزها عذاب وجدان نداشتم.
اما چیزی که بیشتر آزارم میدهد این است که هنوز هم خیلی از همان آدمها حاضر نیستند نوک سوزنی مسئولیت بپذیرند. تمام خریت خودشان و خودمان و دیگران را میگذارند پای جوانی، پای ندانستن، پای فریب خوردن، پای اشتباه این و آن. انگار نه انگار که خودمان هم عقل داشتیم، اختیار داشتیم و مسئول تصمیمهایمان بودیم.
عزیزان، گور پدر همهشان. گور پدر احمدینژاد و موسوی و کروبی و هرکس دیگری که فکر میکنید مقصر بود.
امین میمندیان retweeted
این آقا اسماعیل برای بچههای ایران خیلی زحمت کشیده است
بیائید برای قدردانی از خودش و برای سلامتی فرزندش ۵ هزار تا صلوات نذر کنیم
با کوت و منشن این زیر هرکس سهماش را اعلام کند
خودم: ۵۰۰ تا که انشاا… صحیح و سلامت از بیمارستان ترخیص شود
امین میمندیان retweeted
راحت نمیشه از اسم «پیمان جبلی» گذشت!
سال ۱۴۰۰ - اختلال و هک صداوسیما
سال ۱۴۰۱- اغتشاشات ززآ و کوچ هنرمندان
سال ۱۴۰۳- شهادت رئیس جمهور و انتخابات
سال۱۴۰۴- حمله به صداوسیما، جنگ و کودتا دی
سال ۱۴۰۵- شهادت رهبر و جنگ با آمریکا
در همهی این پنج سال، یک دقیقه آنتن قطع نشد!
امین میمندیان retweeted
کودتا با تسخیر صدا و سیما به نتیجه میرسد. متن زیر بیشتر از اینکه حاوی خبر باشد حامل تهدید رهبری است.
۶ گزینه نهایی ریاست صداوسیما
برآوردها از ۱۸ چهره نشان میدهد که نامِ «۶ نفرِ اصلی» روی میز تصمیمگیران و تصمیمسازان برای ریاست صداوسیما است.
*مصطفی محمدی: مشاور قرارگاه قرب، رییس مرکز طرح، برنامه و بودجه صداوسیما، مدیرکل برنامه ریزی و بودجه معاونت برنامه ریزی و منابع مالی، مدیرکل برنامه ریزی و امور مالی حوزه فناوری و رسانههای نوین، مدیرکل و قائم مقام برنامه ریزی و بودجه عمرانی معاونت توسعه و فناوری رسانه
*مجید زین العابدین: مشاور رییس صداوسیما و رییس مرکز هنرمندان و مشاهیر صداوسیما، مدیرعامل بنیاد رودکی، رییس شبکههای یک، سه و پنج، دبیر ستاد رسانهای مکتب شهید سلیمانی، دستیار وزیر و مدیرکل حوزه وزارتیِ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
*جواد رمضان نژاد: رییس سازمان تنظیم مقررات صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی (ساترا)، رییس مرکز بسیج صداوسیما، رییس مرکز سیمافیلم، مدیر شبکههای تهران و افق سیما، عضو شورای پروانه نمایش سازمان سینمایی، عضو شورای هنر شورای عالی انقلاب فرهنگی
*امین توکلی زاده: معاون امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران، رییس هیات مدیره سازمان فرهنگی هنری، مدیرکل روابط عمومی و امور رسانه آستان قدس رضوی و مدیر شبکه تلویزیونی امام رضا (ع)، مدیرکل اطلاعات و برنامه ریزی معاونت سیما، مدیرکل اداری و مالی معاونت سیما، قائم مقام شبکه تهران و بسیج صداوسیما
*علیرضا شریفی: عضو شورای سیاستگذاری سازمان صداوسیما، رییس مرکز نظارت و ارزیابی، مدیرعامل موسسه جامجم، معاون دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید انقلاب اسلامی، سوابق متعدد رسانهای و مطبوعاتی، رابطه و شناخت نزدیک رهبر سوم انقلاب از ایشان
*علی فروغی: مدیر شبکه سه سیما، رییس شورای تخصصی ورزش صداوسیما، رییس مرکز بسیج صداوسیما، رییس مرکز تخصصی معاونت فرهنگی اجتماعی سازمان بسیج، عضو شورای عالی معارف، فیلم، پویانمایی و کتاب سازمان بسیج
درباره پروسهی انتخابِ گزینهی جدید صداوسیما (محتملترین سناریو) یا ابقای جبلی (سناریوی ضعیف) ذکر چند نکته ضروریست:
۱. «۳ حسین» و «یک رییس اسبق قوه»، چهرههایی که فعالیت جدی در حوزه فرهنگ، رسانه و امنیت کشور دارند نقش مهمی در روند تحول در حوزه ریاست صداوسیما داشتند.
۲.برخی از گزینههای بالا در گفتوگو با گزینههای محتملتر، قول همکاری جدی به آنها داده و به نوعی خود را از گردانه رقابت خارج کردند!
۳. جمعا ۱۸ گزینه برای ریاست صداوسیما جمع بندی شده که ۶ نفر آنها تقریبا زیر ۵۰ سال هستند و در بالا آورده شده؛ گزینههایی چون «رحمانی فضلی»، «محسن اسماعیلی»، «علی دارابی»، «هادی صادقی»، «مرتضی میرباقری» و ... از دیگر گزینههای بالایِ ۵۰ سال بودند.
۴. «فردِ باسابقهی فرهنگیِ دفتر یکی از مقامات رده بالا» گفته هنوز ابقای جبلی منتفی نیست و نباید شانس ابقای رییس فعلی را نیز از گمانهها کنار گذاشت؛ موج بُلندِ انتقادات علیه مدیریت فعلی جام جم، کار را برای ابقای جبلی بسیار سخت کرده و بدنه سازمان در صورت ماندنِ وی، به سختی حاضر به پذیرش مجدد جبلی هستند.
۵.تصمیمسازان در پروسه تغییر_ابقای ریاست صداوسیما باید بدانند در صورت ابقای جبلی همه هزینه ایجاد شده بر گردن آنهاست. با توجه به _محلِ اثر و هزینه سنگین ابقای تیم فعلی در حوزه نحبگان و مردم برای تصمیمگیران و تصمیم سازان_ افکار عمومی مهمترین انتصابِ رهبر سوم انقلاب را در دورانِ جدید، صداوسیما میداند.
۶. پیوست و ضمیمه حکم ریاست جدید سازمان صداوسیما در حال نگارش است و اگر اتفاق خاص رُخ ندهد _مثلا جنگ یا معجزه_ جبلی به زودی میرود!
۷. در میان ۶ گزینهی عنوان شده، «یک نفر بهترین برنامه»، «یک گزینه بالاترین توانایی» و «یک گزینه بالاترین مقبولیت» را در میان چهرههای موثر دارد.
۸. مهمترین مُعارضِ رییس جدید صداوسیما _اگر انتخابِ نهایی از میان گزینههای جوانِ ذکر شده در بالا باشد_ میتواند مدیران جوانِ هم سن و سال او باشد! بکارگیری افراد با ظرفیت و جوان در صداوسیما به موازاتِ مدیر جدید، هنر سُکاندار تازه خواهد بود؛ در غیر این صورت بخش زیادی از توان مدیریتیِ رییسِ جدید، صرف خنثیسازیِ رقبا خواهد شد.
۹. خبری در محافل مطرح شد که مسئولان عالی میخواهند گزینه جدید صداوسیما زیر ۵۰ سال باشد که هنوز صحتِ خبر برایم مسجل نشده ولی خبری پُرتکرار در جلسات است!
۱۰. این گمانه مجددا توسطِ «ذیالنفعانِ جنگ» مطرح شده که در زمان جنگ چه وقتِ تغییر است! سوالی که باید از این طیف پرسیده شود این است که وضعیت کشور تا پایان دوره ترامپ و نتانیاهو با شدت و یا ضعف، شبهجنگی خواهد بود؛ نمیتوان با این استدلال که زیر سایه جنگ هستیم جلوی تغییرات را بگیریم. روایتِ جنگ از دستِ رسانههای جمهوری اسلامی تا حد زیادی خارج شده و جام جمِ فعلی توانِ روایتِ آن را ندارد!


















