خرِ شهرِ قصه (@asjnn) header
خرِ شهرِ قصه (@asjnn) profile picture

در درازی مشابه زرافه؛ در سخت‌کوشی به‌سان کوالا و دارای روحی به سنگینی پروانه های مونارک

اخترک ب۶۱۲ جنب نان فانتزی سحر
Joined February 2012
Photo by خرِ شهرِ قصه (@asjnn)Photo by خرِ شهرِ قصه (@asjnn)Photo by خرِ شهرِ قصه (@asjnn)Photo by خرِ شهرِ قصه (@asjnn)Photo by خرِ شهرِ قصه (@asjnn)Photo by خرِ شهرِ قصه (@asjnn)Photo by خرِ شهرِ قصه (@asjnn)Photo by خرِ شهرِ قصه (@asjnn)Photo by خرِ شهرِ قصه (@asjnn)Photo by خرِ شهرِ قصه (@asjnn)
اگه یه نفر به ننه بابای ما یاد داده بود که می‌شه بدون بچه هم زندگی کرد، الان ما راحت داشتیم مُردگیمونو می‌کردیم.
5
43
2
724
وقتی نصف شب اسنپ میگیری: مسافر از راننده می‌ترسه. راننده از مسافر میترسه. و در نهایت هردوشون از پشتیبانی اسنپ میترسن😁
1
1
12
230
فعلا قطار سوار نشید. تور کویر هم نرید تا خبرتون کنم
8
277
دوستان رشته من محیط زیسته دکترا رو رشته خودم بزنم یا مدیریت؟ اگه رشته خودمو بخونم قطعا راه برای مهاجرت خیلی هموار میشه. اگه مدیریت بخونم احتمالا بین همکلاسی‌هام با تعدادی آدم کله گنده و صاحب بیزینس آشنا میشم
11
29
4,524
من در مورد بیمه های در مانی خیلی تحقیق کردم. بیاین بهتون نتایج رو ارائه بدم اول از همه اگر بیمه تامین اجتماعی ندارید لازم نیست برید التماس شرکت‌های خصوصی رو بکنید که براتون بیمه رد کنن.👇
43
28
5
823
131,671
لازمه بگم من خودم فقط بیمه تامین اجتماعی رو دارم و بیمه تکمیلی نگرفتم. اگر تصمیتون به خرید بیمه تکمیلی هست حتما خودتون هم تحقیق کنید.
3
150
21,531
پی‌نوشت: دوستان اشاره کردن کسانی که تازه قرارداد تامین اجتماعی میبندن باید ۳۱۰۰ پرداخت کنن. من چون از قبل قرارداد داشتم ۲۴۰۰ میدم
5
116
12,634
من شب تا صبح اسنپ کار میکنم. چند شب پیش (ساعت ۲ شب) مسافرم گفت دارم میرم یه جا قامار بازی کنم. گفتم منم میبری با خودت؟ رفتیم یه قهوه خونه که ۳۰ تا مرد گنده سیبیل کلفت نشسته بودن و با دبرنا قمار میکردن😁
کسی هست که هنوزم این بازی رو یادش مونده باشه؟؟
10
1
527
66,094
۱۴۱/ بعد از این‌که اسفندیار با موفقیت از هفت‌خوان می‌گذره و خواهراش رو آزاد می‌کنه، به‌عنوان قهرمانی بزرگ به دربار گشتاسپ برمی‌گرده. اما به‌جای پاداش، گشتاسپ که از قدرت و محبوبیت روبه‌رشد پسرش می‌ترسه اون رو به ماموریت دیگه‌‌ای می‌فرسته:
1
5
1,356
۲۵۷/ یزدگرد سوم فراری و بی‌پناه از شهری به شهر دیگه فرار میکنه. آخرش نزدیک مرو، توسط یه آسیابان که میخواسته طلا و جواهراتش رو بدزده کشته میشه.
1
5
52
پایان
5
32