بالاخره یك مورد دیدم که پدر و مادر های نسل جدید شگفت انگیز عمل کردن
راضیام ازتون
ما نهایتا تو حیاط خلوت یا جلو در خونمون جادوجمبل پیدا میکردیم و فکر میکردیم چرا از پوست تخم مرغ برای درست کردن طلسم استفاده میکنن🦕
شما کودکیتون خیلی مهیج بوده🦕
وقتی دوبار تو بورس سود کردی و فکر میکنی حیف شدی، زندگی بهتری در انتظارته و بقیه در حد تو نیستن دیگه🦕
Replying to @samare1994
پسرش گوگولی و سالم و باهوشه. خودش با این لایفاستایل سالم خیلی جوانتر از سنش به نظر میرسه و گس وات؟
میگه میخوام جدا شم! حس میکنه به آنچه لیاقتش هست نرسیده!!
بابا داشت از جفای خانوادهش و آدمها میگفت
هرچی میگفت میگفتم میفهمم، منم همینطور
گفتم بابا آدمیزاد اول و آخر تنهاس
تو تنها بودی، منم تنهام، آدم های بعد از من هم تنهان
آدم باید این بند های وابستگی رو ببره و از قید این تعلقات دنیوی رها شه
پدر و مادر و خواهر و برادر فقط یك اسم هستن
همه چیز تو این دنیا موقته
هیچ چیز متعلق به ما نیست
ما هم متعلق به این دنیا نیستیم و قرار نیست بمونیم
همه چیز فانیه
از مادیات تا روابط انسانی، همه رو همین جا میزاریم و میریم
پس حرص خوردن بابت هرکدومش بیهوده و اشتباهه
آدم ها همه غریبهان
اسم یك غریبه میشه مادر، یکی برادر، یکی خواهر
واقعیتش تا حالا جسد تیکه تیکه شده ی درحال مرگ ندیدم و بو نکردم
ولی همون بوی خون که گفتی متوجه شدیم منظورت رو
بله بعضی از کله سیاه ها تنها دستاویزشون برای احساس مردونگی همون کله سیاهشونه
و اگر کسی کلهاش سیاه نباشه بولیش میکنن!
بخدا خیلی بدبختن اینا
خدا زده های عقده ای
تو یکی از مدارس خیلی از دانش آموزان کلاس پنجمی و ششمی، بچه های کلاس اولی و پیش دبستانی رو تنها گیر میاوردن و اذیتشون میکردن
تا جایی که مدیر مدرسه تمام دستگیره های سرویس های بهداشتی رو باز میکنه که کسی از بچه ها نتونه در رو از داخل قفل کنه
یك روز یکی از این بچه ها که خیلی
هرکار بخواد میکنه
مرد شده
ناراحتن بچشون رو نفرستن مدرسه
هیچی دیگه مدیر مدرسه میگفت مادرش ایستاده بود عربده میکشید و از کار بچش دفاع میکرد ما هم چون خانوم بود نمیتونستیم باهاش زیاد بحث کنیم
تهش هم اداره اموزش پرورش معاون رو مقصر میدونه و اون حیوون هم اخراج نشد
به اراذل پیوست.








