Pinned Tweet
اگر روزی دلت برایم تنگ شد و خواستی بدانی که کجایم، بیاد بیاور که مرا چقدر از خودت راندی، و دور کردی.
همانجا ایستادهام.
به درمان زخمهایم.
Dam retweeted
به بعضیها از دور سلام میدم
برای این نیست که خیلی میخوامشون.
برای این است که نزدیک نشن!
تا حالا شده از خواب بیدار بشید، بعد کسی که کنارتون خوابیده رو بوس کنید و از اینکه زندهاید خوشحال باشید؟
من اینکارو کردم ولی خب داشتن از هواپیما پرتم میکردن بیرون نامردا
شما هم یا فقط من؟
وقتی میرم خرید
میبینمش
ازش خوشم میاد
میخوامش
برش میدارم
قیمتش رو میبینم
میذارمش سر جاش
ساعت سه صبح، توی هتل طبقه دوازدهم، صدای ضربه به در اومد. از چشمی نگاه کردم؛ کسی نبود. چند ثانیه بعد، گوشی زنگ خورد. پذیرش بود:
«آقا، لطفاً در رو باز نکنید. دوربینها نشون میدن شما هنوز توی آسانسورید.»
صبح زود پیام داده بریم باغ ما
میگم دو روز پیش یکی دعوت کرده باید بریم
میگه آخر هفتهها رو دیگه به کسی قول نده
میگم خانوادهست، نمیشه
میگم پس ما رو هم ببرید تو خانوادهتون
🤣
Dam retweeted
Replying to @0Toughguy
برای دیدنِ تو، اگر رود بودم، بر میگشتم
اگر کوه بودم، میدویدم
اگر باد بودم، میایستادم
اما انسانم
و بارها برای دیدنت
برگشته
دویده
ایستادهام...
#حسن_آذری
صبح بخیر⚘
45 میلیون تومان پول قرص دادم.
تازه خوشحالم که ۱. اصلی گرفتم. ۲. با قرص کارم راه میافته
آمپول شده ۱۳۰ میلیون
تو بیمارستان وقتی بهش گقتن بابات فوت کرده
گفت نمیدونم باید چیکار کنم، باید برم خونه از بابام بپرسم
فقط اونه که میتونه کمکم کنه
دکترا و پرستارا همزمان شاهد مرگ دو نفر بودن






