Pinned Tweet
درود دوستان
بدلیل یک اضطراری که برام پیش اومده و از توضبحش هم معذورم، عکسهام رو به صورت چاپ شده برای فروش میگذارم.
در ادامهٔ این رشتو میتونید عکسها و توضیحات رو ببینید و برای سفارش یا دایرکت بدید و یا برای امنیت اکانت ایکستون در تلگرام به آیدی @emadnem پیام بدید.
ممنونم از همراهیتون ♥️
Emad Nematollahi retweeted
سرنوشت ما هم اینطوریه که هر پیچ تاریخی در کشورهای جهان یک کیر برای ما به ارمغان میاره.
اِمروز دقیقاً ۱۰ سال از این عکس میگذره.
روزی که تصمیم گرفتم کافهام رو بفروشم و دوباره سفر کنم و کوله به دوش بشم.
دنیا رو گشتم، پروژههای ناتمومم برای ثبت ایران رو به سرانجام رسوندم.
شاید که نه صددرصد از نظر اقتصادی تو شرایط ضعیف تری نسبت به اونموقع هستم ولی از نظر حال و هوای خودم صد برابر بهترم.
دقیقاً نکته اینه که گاهی باید به فکر دلت باشی تا مغزت…
هفتهٔ دیگه اگر آب و هوا یاری کنه میرم برای ثبت دماوندِ برفی و شکارچیِ دوست داشتنی.
زمستان ۱۴۰۱، روستای حاجی دلا
وضعیت یک سال گذشتهٔ زندگیمون اینجوری بوده که:
یک اَره کردن تو کونمون، نه کسی درش میاره نه کسی فشارش میده تو!
در هر صورتم کونِ ما پاره میشه!
با تشکر از توجهتون.
کلکسیون نصب شد رو دیوارِ خونهٔ جدید🥹
یذره ریزه کاری داره مثلِ پلکسی برای روش و نصب دوتا تبر و دوتا چاقوی دیگه😍
تنها دلخوشیم وسط همهٔ بگاییها نامردیهایی که در حقم میشه …
بهتره بگم تنها چیزی که به این دنیای کثافت وصلم کرده همین دوتا بچه هستن که شدن پناهِ من♥️
جوری قلبم بدرد اومده که حتی مشروب هم که دوای دردم بود قدیم دلم نمیخواد…
الان فقط دلم میخواد محو بشم، دور از همه…













