
Focused on South Asian Affairs & classic Islam. Student of History | Views are my Own | 4th Theory | #PanAfghanism #OFA 🇦🇫🇨🇦
♤Toronto Canada♤
Joined April 2009
- Tweets28.4K
- Following850
- Followers7.8K
- Likes74.5K
Pinned Tweet
"هر کس و هر سازمانی در هر کجا به غیر از این پرچم تحت هر بیرق دیگر قد علم میکند انها نماینده مردمان مرز و بوم افغانستان نیستند و به بیگانه گان خدمت میکنند"!
#Afghanistan 🇦🇫
Haroon Rahimi retweeted
د انتظار شیبې اوږدې شوې جانان کله راځی
غوټۍ د تندې نه رژیږی ، باران کله راځی
وحشی بادونو یې د پښو پلونه ورژول
بیا به پر دې کنډرو لارو یاران کله راځی
د ځوانیمرګو څراغونو د زیارت ملنګه
په رڼاۍ باندې مئین پتنګان کله راځی
کاؤون توفانی
(مرثیې د چنارونو)
Haroon Rahimi retweeted
ہر کسی از ظن خود شد یار من
از درون من نہ جست اسرار من
سر من از نالۂ من دور نیست
لیک کس را دید جان دستور نیست
آتش است این بانگ نای و نیست باد
ہر کہ این آتش ندارد نیست باد
آتش عشق است کاندر نئ فتاد
جوشش عشق است کاندر مئ فتاد
مثنوی مولانا بلخی/رومی
Haroon Rahimi retweeted
A new building for the automated telephone system in Kandahar
Source: Kandahar Magazine, January, 1962
کوچنشینی در تاریخ آسیای جنوبی و مر کزی، از جمله افغانستان، سابقۀ طولانی دارد. اما شیوۀ زندگی کوچنشینی بهتنهایی هویت قومی کسی را مشخص نمیکند. از همین رو، انتساب قطعی کوروش به یک هویت قومی امروزی، بدون شواهد معتبر تاریخی، قابل دفاع نیست. #افغانستان #آریانا
کوروش از دریچۀ نامتعارف
میان واقعیت تاریخی و تزویر سیاسی
کوروش از بزرگترین جهانگشایان تاریخ باستان است؛ اما میان شخصیت تاریخی او و تصویری که در روایتهای ملیگرایانه و سیاسی معاصر ارائه میشود، تفاوتهای بنیادی وجود دارد.
پروفیسور لینیت میچل (Lynette Mitchell)، تاریخنگار دورۀ کلاسیک، در اثر پژوهشی خود Cyrus the Great: A Biography of Kingship، منتشرشده در سال ۲۰۲۳، روایتهای متعارف دربارۀ خاستگاه، هویت و میراث سیاسی کوروش را به چالش میکشد.
یکی از مهمترین یافتههای او این است که کوروش در هیچیک از اسناد شناختهشدۀ برجایمانده، خود را پارسی معرفی نکرده است.
کوروش؛ شاه انشان، نه مدعی هویت پارسی
کوروش در منشور گِلی مشهور خود (Cyrus Cylinder)، که اکنون در موزیم بریتانیا در لندن نگهداری میشود، هرگز خویشتن را «پارسی» یا «شاه ایران» معرفی نمیکند؛ بلکه صراحتاً خود را «شاه انشان» میخواند. انشان سرزمینی با پیشینۀ تمدنی ایلامی بود.
به باور میچل، کوروش احتمالاً از محیطی کوچنشین با پیشینۀ قومی مختلط برخاسته بود. هویت قومی او همچنان نامشخص است.
در روزگار کوروش، کشوری به نام فارس با مفهوم سیاسی و مرزهای امروزی وجود نداشت. بنابراین، نسبت دادن هویت ملی معاصر به او، بیشتر بازتاب بازخوانی سیاسی گذشته است تا نتیجۀ قطعی پژوهش تاریخی.
انشان؛ خاستگاه کوچنشینی کوروش
انشان از مراکز تاریخی تمدن ایلامی بود؛ اما به روایت میچل، در سدۀ ششم پیش از میلاد دیگر جایگاه شهری پیشین خود را نداشت(در آن روزگار، چیزی جز دشتی خشک نبود).
کاهش سکونت ثابت و فعالیتهای زراعتی در بخشهایی از این جغرافیا، احتمال خاستگاه کوچنشینی کوروش را تقویت میکند.
کوچنشینی در تاریخ آسیای جنوبی و مر کزی، از جمله افغانستان، سابقۀ طولانی دارد. اما شیوۀ زندگی کوچنشینی بهتنهایی هویت قومی کسی را مشخص نمیکند. از همین رو، انتساب قطعی کوروش به یک هویت قومی امروزی، بدون شواهد معتبر تاریخی، قابل دفاع نیست.
جغرافیا؛ منطق گسترش قدرت کوروش
میچل در بررسی جهانگشایی کوروش، بر اهمیت راه بزرگ خراسان، گذرگاههای زاگرس و مسیرهای ارتباطی میان بینالنهرین، آسیای مرکزی و مدیترانه تأکید میکند.
ارتش «اومانماندا» که به فرمان کوروش درآمد، احتمالاً ساختاری چندقومی داشت. تسلط بر راههای تجارتی، منابع ثروت و مراکز شهری، از عوامل بنیادی گسترش قدرت او بود. امپراتوری کوروش بیش از آنکه یک پروژۀ هویتمحور باشد، ساختاری جغرافیامحور بود که بر قدرت نظامی و کنترل مسیرهای اقتصادی (غارت و چپاول) استوار میشد.
کوروش؛ دادگر مطلق یا فرمانروای واقعگرا؟
در روایتهای ستایشآمیز، کوروش نخستین مدافع حقوق بشر و کثرتگرایی معرفی میشود؛ اما شواهد تاریخی تصویر متفاوتی ارائه میکنند.
او در برخی مناطق فتحشده، ساختارهای محلی را حفظ کرد؛ مشروط بر آنکه مردمان مغلوب اقتدار او را میپذیرفتند و خراج میپرداختند.
در برابر مقاومت، از خشونت نظامی نیز استفاده میکرد. رفتار او در سارد و برخی شهرهای یونانی نشان میدهد که مدارا و سرکوب، هر دو ابزار فرمانروایی او بودند.
بنابراین، معرفی کوروش بهعنوان بنیانگذار حقوق بشر و کثرتگرایی به مفهوم امروزی، با واقعیتهای سیاسی جهان باستان سازگاری ندارد.
کوروش تاریخی و اسطورۀ مشروعیت سیاسی
گزنفون، نویسندۀ یونانی، حدود یکونیم قرن پس از مرگ کوروش، تصویری آرمانی از او ارائه کرد. اما «کوروشنامه»، افزون بر روایت تاریخی، اثری دربارۀ رهبری، قدرت و الگوی مطلوب فرمانروایی نیز بود.
از همین رو، ستایش کوروش در منابع یونانی را نمیتوان بدون بررسی انتقادی، بازتاب دقیق شخصیت و عملکرد تاریخی او دانست.
نسبت دادن فلسفۀ سیاسی کوروش به تصدیهای جرمی امروزی، یا معرفی سارقان در لباس مصلحان بهعنوان وارثان معنوی او، بیش از آنکه بر شواهد مستند تاریخی استوار باشد، آمیزهای از تحریف، تزویر و بهرهبرداری سیاسی از گذشته است.
سخن پایانی
کوروش در اسناد شناختهشدۀ خود، شاه انشان است؛ نه فرمانروایی که آشکارا خود را پارسی معرفی کرده باشد. هویت قومی او همچنان محل بحث است و خاستگاه اجتماعیاش احتمالاً با محیط کوچنشینی پیوند داشت.
جهان کوروش، جهان دولت-ملتهای امروزی نبود؛ بنابراین، نمیتوان مفاهیم ملی و سیاسی معاصر را به آن تعمیم داد. تاریخ را نمیتوان با تزویر بازنویسی کرد و از اسطورهسازی تاریخی برای تصدیهای جرمی معاصر مشروعیت تراشید!
هویت نیوز | اطاق ایکولوژی رسانهای و نظریات ستراتیژیک
Haroon Rahimi retweeted
کوروش از دریچۀ نامتعارف
میان واقعیت تاریخی و تزویر سیاسی
کوروش از بزرگترین جهانگشایان تاریخ باستان است؛ اما میان شخصیت تاریخی او و تصویری که در روایتهای ملیگرایانه و سیاسی معاصر ارائه میشود، تفاوتهای بنیادی وجود دارد.
پروفیسور لینیت میچل (Lynette Mitchell)، تاریخنگار دورۀ کلاسیک، در اثر پژوهشی خود Cyrus the Great: A Biography of Kingship، منتشرشده در سال ۲۰۲۳، روایتهای متعارف دربارۀ خاستگاه، هویت و میراث سیاسی کوروش را به چالش میکشد.
یکی از مهمترین یافتههای او این است که کوروش در هیچیک از اسناد شناختهشدۀ برجایمانده، خود را پارسی معرفی نکرده است.
کوروش؛ شاه انشان، نه مدعی هویت پارسی
کوروش در منشور گِلی مشهور خود (Cyrus Cylinder)، که اکنون در موزیم بریتانیا در لندن نگهداری میشود، هرگز خویشتن را «پارسی» یا «شاه ایران» معرفی نمیکند؛ بلکه صراحتاً خود را «شاه انشان» میخواند. انشان سرزمینی با پیشینۀ تمدنی ایلامی بود.
به باور میچل، کوروش احتمالاً از محیطی کوچنشین با پیشینۀ قومی مختلط برخاسته بود. هویت قومی او همچنان نامشخص است.
در روزگار کوروش، کشوری به نام فارس با مفهوم سیاسی و مرزهای امروزی وجود نداشت. بنابراین، نسبت دادن هویت ملی معاصر به او، بیشتر بازتاب بازخوانی سیاسی گذشته است تا نتیجۀ قطعی پژوهش تاریخی.
انشان؛ خاستگاه کوچنشینی کوروش
انشان از مراکز تاریخی تمدن ایلامی بود؛ اما به روایت میچل، در سدۀ ششم پیش از میلاد دیگر جایگاه شهری پیشین خود را نداشت(در آن روزگار، چیزی جز دشتی خشک نبود).
کاهش سکونت ثابت و فعالیتهای زراعتی در بخشهایی از این جغرافیا، احتمال خاستگاه کوچنشینی کوروش را تقویت میکند.
کوچنشینی در تاریخ آسیای جنوبی و مر کزی، از جمله افغانستان، سابقۀ طولانی دارد. اما شیوۀ زندگی کوچنشینی بهتنهایی هویت قومی کسی را مشخص نمیکند. از همین رو، انتساب قطعی کوروش به یک هویت قومی امروزی، بدون شواهد معتبر تاریخی، قابل دفاع نیست.
جغرافیا؛ منطق گسترش قدرت کوروش
میچل در بررسی جهانگشایی کوروش، بر اهمیت راه بزرگ خراسان، گذرگاههای زاگرس و مسیرهای ارتباطی میان بینالنهرین، آسیای مرکزی و مدیترانه تأکید میکند.
ارتش «اومانماندا» که به فرمان کوروش درآمد، احتمالاً ساختاری چندقومی داشت. تسلط بر راههای تجارتی، منابع ثروت و مراکز شهری، از عوامل بنیادی گسترش قدرت او بود. امپراتوری کوروش بیش از آنکه یک پروژۀ هویتمحور باشد، ساختاری جغرافیامحور بود که بر قدرت نظامی و کنترل مسیرهای اقتصادی (غارت و چپاول) استوار میشد.
کوروش؛ دادگر مطلق یا فرمانروای واقعگرا؟
در روایتهای ستایشآمیز، کوروش نخستین مدافع حقوق بشر و کثرتگرایی معرفی میشود؛ اما شواهد تاریخی تصویر متفاوتی ارائه میکنند.
او در برخی مناطق فتحشده، ساختارهای محلی را حفظ کرد؛ مشروط بر آنکه مردمان مغلوب اقتدار او را میپذیرفتند و خراج میپرداختند.
در برابر مقاومت، از خشونت نظامی نیز استفاده میکرد. رفتار او در سارد و برخی شهرهای یونانی نشان میدهد که مدارا و سرکوب، هر دو ابزار فرمانروایی او بودند.
بنابراین، معرفی کوروش بهعنوان بنیانگذار حقوق بشر و کثرتگرایی به مفهوم امروزی، با واقعیتهای سیاسی جهان باستان سازگاری ندارد.
کوروش تاریخی و اسطورۀ مشروعیت سیاسی
گزنفون، نویسندۀ یونانی، حدود یکونیم قرن پس از مرگ کوروش، تصویری آرمانی از او ارائه کرد. اما «کوروشنامه»، افزون بر روایت تاریخی، اثری دربارۀ رهبری، قدرت و الگوی مطلوب فرمانروایی نیز بود.
از همین رو، ستایش کوروش در منابع یونانی را نمیتوان بدون بررسی انتقادی، بازتاب دقیق شخصیت و عملکرد تاریخی او دانست.
نسبت دادن فلسفۀ سیاسی کوروش به تصدیهای جرمی امروزی، یا معرفی سارقان در لباس مصلحان بهعنوان وارثان معنوی او، بیش از آنکه بر شواهد مستند تاریخی استوار باشد، آمیزهای از تحریف، تزویر و بهرهبرداری سیاسی از گذشته است.
سخن پایانی
کوروش در اسناد شناختهشدۀ خود، شاه انشان است؛ نه فرمانروایی که آشکارا خود را پارسی معرفی کرده باشد. هویت قومی او همچنان محل بحث است و خاستگاه اجتماعیاش احتمالاً با محیط کوچنشینی پیوند داشت.
جهان کوروش، جهان دولت-ملتهای امروزی نبود؛ بنابراین، نمیتوان مفاهیم ملی و سیاسی معاصر را به آن تعمیم داد. تاریخ را نمیتوان با تزویر بازنویسی کرد و از اسطورهسازی تاریخی برای تصدیهای جرمی معاصر مشروعیت تراشید!
هویت نیوز | اطاق ایکولوژی رسانهای و نظریات ستراتیژیک
Haroon Rahimi retweeted
نسبت دادن فلسفۀ سیاسی کوروش به تصدیهای جرمی امروزی، یا معرفی سارقان در لباس مصلحان بهعنوان وارثان معنوی او، بیش از آنکه بر شواهد مستند تاریخی استوار باشد، آمیزهای از تحریف، تزویر و بهرهبرداری سیاسی از گذشته است🫵
کوروش از دریچۀ نامتعارف
میان واقعیت تاریخی و تزویر سیاسی
کوروش از بزرگترین جهانگشایان تاریخ باستان است؛ اما میان شخصیت تاریخی او و تصویری که در روایتهای ملیگرایانه و سیاسی معاصر ارائه میشود، تفاوتهای بنیادی وجود دارد.
پروفیسور لینیت میچل (Lynette Mitchell)، تاریخنگار دورۀ کلاسیک، در اثر پژوهشی خود Cyrus the Great: A Biography of Kingship، منتشرشده در سال ۲۰۲۳، روایتهای متعارف دربارۀ خاستگاه، هویت و میراث سیاسی کوروش را به چالش میکشد.
یکی از مهمترین یافتههای او این است که کوروش در هیچیک از اسناد شناختهشدۀ برجایمانده، خود را پارسی معرفی نکرده است.
کوروش؛ شاه انشان، نه مدعی هویت پارسی
کوروش در منشور گِلی مشهور خود (Cyrus Cylinder)، که اکنون در موزیم بریتانیا در لندن نگهداری میشود، هرگز خویشتن را «پارسی» یا «شاه ایران» معرفی نمیکند؛ بلکه صراحتاً خود را «شاه انشان» میخواند. انشان سرزمینی با پیشینۀ تمدنی ایلامی بود.
به باور میچل، کوروش احتمالاً از محیطی کوچنشین با پیشینۀ قومی مختلط برخاسته بود. هویت قومی او همچنان نامشخص است.
در روزگار کوروش، کشوری به نام فارس با مفهوم سیاسی و مرزهای امروزی وجود نداشت. بنابراین، نسبت دادن هویت ملی معاصر به او، بیشتر بازتاب بازخوانی سیاسی گذشته است تا نتیجۀ قطعی پژوهش تاریخی.
انشان؛ خاستگاه کوچنشینی کوروش
انشان از مراکز تاریخی تمدن ایلامی بود؛ اما به روایت میچل، در سدۀ ششم پیش از میلاد دیگر جایگاه شهری پیشین خود را نداشت(در آن روزگار، چیزی جز دشتی خشک نبود).
کاهش سکونت ثابت و فعالیتهای زراعتی در بخشهایی از این جغرافیا، احتمال خاستگاه کوچنشینی کوروش را تقویت میکند.
کوچنشینی در تاریخ آسیای جنوبی و مر کزی، از جمله افغانستان، سابقۀ طولانی دارد. اما شیوۀ زندگی کوچنشینی بهتنهایی هویت قومی کسی را مشخص نمیکند. از همین رو، انتساب قطعی کوروش به یک هویت قومی امروزی، بدون شواهد معتبر تاریخی، قابل دفاع نیست.
جغرافیا؛ منطق گسترش قدرت کوروش
میچل در بررسی جهانگشایی کوروش، بر اهمیت راه بزرگ خراسان، گذرگاههای زاگرس و مسیرهای ارتباطی میان بینالنهرین، آسیای مرکزی و مدیترانه تأکید میکند.
ارتش «اومانماندا» که به فرمان کوروش درآمد، احتمالاً ساختاری چندقومی داشت. تسلط بر راههای تجارتی، منابع ثروت و مراکز شهری، از عوامل بنیادی گسترش قدرت او بود. امپراتوری کوروش بیش از آنکه یک پروژۀ هویتمحور باشد، ساختاری جغرافیامحور بود که بر قدرت نظامی و کنترل مسیرهای اقتصادی (غارت و چپاول) استوار میشد.
کوروش؛ دادگر مطلق یا فرمانروای واقعگرا؟
در روایتهای ستایشآمیز، کوروش نخستین مدافع حقوق بشر و کثرتگرایی معرفی میشود؛ اما شواهد تاریخی تصویر متفاوتی ارائه میکنند.
او در برخی مناطق فتحشده، ساختارهای محلی را حفظ کرد؛ مشروط بر آنکه مردمان مغلوب اقتدار او را میپذیرفتند و خراج میپرداختند.
در برابر مقاومت، از خشونت نظامی نیز استفاده میکرد. رفتار او در سارد و برخی شهرهای یونانی نشان میدهد که مدارا و سرکوب، هر دو ابزار فرمانروایی او بودند.
بنابراین، معرفی کوروش بهعنوان بنیانگذار حقوق بشر و کثرتگرایی به مفهوم امروزی، با واقعیتهای سیاسی جهان باستان سازگاری ندارد.
کوروش تاریخی و اسطورۀ مشروعیت سیاسی
گزنفون، نویسندۀ یونانی، حدود یکونیم قرن پس از مرگ کوروش، تصویری آرمانی از او ارائه کرد. اما «کوروشنامه»، افزون بر روایت تاریخی، اثری دربارۀ رهبری، قدرت و الگوی مطلوب فرمانروایی نیز بود.
از همین رو، ستایش کوروش در منابع یونانی را نمیتوان بدون بررسی انتقادی، بازتاب دقیق شخصیت و عملکرد تاریخی او دانست.
نسبت دادن فلسفۀ سیاسی کوروش به تصدیهای جرمی امروزی، یا معرفی سارقان در لباس مصلحان بهعنوان وارثان معنوی او، بیش از آنکه بر شواهد مستند تاریخی استوار باشد، آمیزهای از تحریف، تزویر و بهرهبرداری سیاسی از گذشته است.
سخن پایانی
کوروش در اسناد شناختهشدۀ خود، شاه انشان است؛ نه فرمانروایی که آشکارا خود را پارسی معرفی کرده باشد. هویت قومی او همچنان محل بحث است و خاستگاه اجتماعیاش احتمالاً با محیط کوچنشینی پیوند داشت.
جهان کوروش، جهان دولت-ملتهای امروزی نبود؛ بنابراین، نمیتوان مفاهیم ملی و سیاسی معاصر را به آن تعمیم داد. تاریخ را نمیتوان با تزویر بازنویسی کرد و از اسطورهسازی تاریخی برای تصدیهای جرمی معاصر مشروعیت تراشید!
هویت نیوز | اطاق ایکولوژی رسانهای و نظریات ستراتیژیک
Haroon Rahimi retweeted
Eight years of Doug Ford: record deficits, lost jobs, and families choosing between rent and food. Meanwhile, the super rich sit on billions.
Ontario Greens are calling for a wealth tax so everyone pays their fair share, and we can fund homes, healthcare, schools and clean energy.
Haroon Rahimi retweeted
ملګري ملتونه:
په افغانستان کې د تریاکو کښت ۳۳۰ سلنه زیات شوی؛ د ملاهېبت الله تر واک لاندې ژورې بېوزلۍ او د بدیل معیشت نشتوالي افغان بزګران یو ځل بیا د کوکنارو کښت ته اړ کړي دي.
کثرتگرایی نشانه حقانیت نیست!
سفیان ثوری ( ۱۶۱ هجری) و سفیان بن عیینه (۱۹۸ هجری) - هر دو از استادان بزرگ حدیث در دورهٔ اولیه:
رشد سریع طلب حدیث شبیه خیر حقیقی نیست، که با گذشت زمان کاهش مییابد. «اگر این خیر میبود، مانند خیر کاهش مییافت؛ اما مانند شر افزایش مییابد.»
(ابن عبدالبر، جامع بیان العلم)
Haroon Rahimi retweeted
موږ له ډېر پخوا راهیسې ویلي چې د نوپایه هېوادونو یوه منفي ځانګړتیا دا ده چې د خپلو بریاوو د بار تر وزن لاندې پخپله چپه کېږي.
د پاکستان پوځ د سوي سوري ته ننوتی؛ فدرالي جوړښت یې د هرې ورځې په تېرېدو د خپلې ناکامۍ نښې لا بربنډوي، او عام خلک یې نور نه غواړي چې خپل زامن د نواز شریف او عاصم منیر د سیاسي او پوځي محاسبو لپاره قرباني کړي🫵
ارزونه| د پاکستان امنیتي کړکېچ او د ټوټه ټوټه فدرالي جوړښت زیانمنتیاوې
په پاکستان کې وروستیو امنیتي پېښو د دغه ټوټهټوټه فدرالي جوړښت ځینې بنسټیزې زیانمنتیاوې لا بربنډې کړې دي:
(۱) د زغم محدود ظرفیت: د پاکستان پوځ او ولس د اوږدمهالو ځاني او مالي زیانونو پر وړاندې د زغم له محدود ظرفیت سره مخ دي؛ هغه کمزورتیا چې په فرسایشي جګړو کې ستراتېژیک اهمیت لري.
(۲) د ملي هویت بحران: په هغو هېوادونو کې چې وګړي یې ځانونه د یوه ګډ ملي هویت برخه نه ګڼي، لکه د پاکستان تر کنټرول لاندې خیبر پښتونخوا، فدرالیتوب د ملي انسجام پر ځای د سیاسي وېش، بېثباتۍ او ان د تجزیې خطر زیاتولای شي.
(۳) د جغرافیې، ستراتېژیک چاپېریال او سیاسي نظام اړیکه: پاکستان د دوو کلاسیکو او تاریخي ملتونو، افغانستان او هند، ترمنځ په یوه حساس جغرافیایي موقعیت کې پروت دی. دغه جغرافیایي احاطه، د پاکستان د ټوټه ټوټه فدرالي جوړښت داخلي تضادونه او د ګډ ملي هویت ننګونې د هغه ستراتېژیکې زیانمنتیاوې لا پېچلې کوي.
له همدې امله، د سیاسي نظام نوعیت باید یوازې د ایډیالوژیکو تمایلاتو او سیاسي مصلحتونو پر بنسټ ونه ټاکل شي؛ بلکې جغرافیه، ستراتېژیک چاپېریال، امنیتي اړتیاوې او ملي انسجام باید د دولت جوړونې بنسټیز معیارونه وي.
وروستۍ خبره—د یوه هېواد لپاره د سیاسي نظام مناسبت د هغه له ستراتېژیک چاپېریال څخه په جلا توګه نه شي ارزول کېدای. هغه نظام چې د جغرافیې، ملي هویت او امنیتي واقعیتونو ترمنځ توازن ونه شي ساتلای، د ملي انسجام پر ځای د جوړښتي زیانمنتیاوو د ژورېدو لامل ګرځېدای شي.
هویت نیوز | د رسنیزې ایکولوژۍ او ستراتېژیکو نظریاتو خونه
Haroon Rahimi retweeted
🗓️ Day 1,865 since the Taliban barred girls from attending secondary school.
Education is a basic right for all, not a privilege. I will continue speaking out until every school and university opens its doors to these girls and young women.
You are not forgotten.
#LetAfghanGirlsLearn #AfghanWomen
Haroon Rahimi retweeted
ارزونه| د پاکستان امنیتي کړکېچ او د ټوټه ټوټه فدرالي جوړښت زیانمنتیاوې
په پاکستان کې وروستیو امنیتي پېښو د دغه ټوټهټوټه فدرالي جوړښت ځینې بنسټیزې زیانمنتیاوې لا بربنډې کړې دي:
(۱) د زغم محدود ظرفیت: د پاکستان پوځ او ولس د اوږدمهالو ځاني او مالي زیانونو پر وړاندې د زغم له محدود ظرفیت سره مخ دي؛ هغه کمزورتیا چې په فرسایشي جګړو کې ستراتېژیک اهمیت لري.
(۲) د ملي هویت بحران: په هغو هېوادونو کې چې وګړي یې ځانونه د یوه ګډ ملي هویت برخه نه ګڼي، لکه د پاکستان تر کنټرول لاندې خیبر پښتونخوا، فدرالیتوب د ملي انسجام پر ځای د سیاسي وېش، بېثباتۍ او ان د تجزیې خطر زیاتولای شي.
(۳) د جغرافیې، ستراتېژیک چاپېریال او سیاسي نظام اړیکه: پاکستان د دوو کلاسیکو او تاریخي ملتونو، افغانستان او هند، ترمنځ په یوه حساس جغرافیایي موقعیت کې پروت دی. دغه جغرافیایي احاطه، د پاکستان د ټوټه ټوټه فدرالي جوړښت داخلي تضادونه او د ګډ ملي هویت ننګونې د هغه ستراتېژیکې زیانمنتیاوې لا پېچلې کوي.
له همدې امله، د سیاسي نظام نوعیت باید یوازې د ایډیالوژیکو تمایلاتو او سیاسي مصلحتونو پر بنسټ ونه ټاکل شي؛ بلکې جغرافیه، ستراتېژیک چاپېریال، امنیتي اړتیاوې او ملي انسجام باید د دولت جوړونې بنسټیز معیارونه وي.
وروستۍ خبره—د یوه هېواد لپاره د سیاسي نظام مناسبت د هغه له ستراتېژیک چاپېریال څخه په جلا توګه نه شي ارزول کېدای. هغه نظام چې د جغرافیې، ملي هویت او امنیتي واقعیتونو ترمنځ توازن ونه شي ساتلای، د ملي انسجام پر ځای د جوړښتي زیانمنتیاوو د ژورېدو لامل ګرځېدای شي.
هویت نیوز | د رسنیزې ایکولوژۍ او ستراتېژیکو نظریاتو خونه
Haroon Rahimi retweeted
د زورواکو او مستبد رژیمونو یوه بنسټیزه تېروتنه دا ده چې د خلکو چوپتیا د رضایت نښه بولي خو د خپل زوال نښې نه ویني. زور ښايي خلک موقتاً غلي کړي؛ خو غلي خلک تل وفادار خلک نه وي.
Haroon Rahimi retweeted
دی شیخ با چراغ ہمی گشت گرد شہر
کز دیو دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند یافت می نشود جستہ ایم ما
گفت آنکہ یافت می نشود آنم آرزوست
At the Mausoleum of Moulana Jalal-Ul-Din Balkhi/Rumi in Konya Türkiye
«انسان هر چی بیشتر مطالعه کند، سادهتر میشود؛ زیرا با مطالعه کردن، به بزرگی نادانی خود پی میبرد.»
ارسطو
Haroon Rahimi retweeted
ستراتېژیکه ارزونه | د رژیم بقا که د افغانستان ملي ګټې؟
د ډېرو لوړپوړو طالب چارواکو ادراک دا دی چې د دوی د رژیم د بقا لپاره سیمهییز اتصال او داخلي ستراتېژیکې زېرمې تر نړیوال مشروعیت ډېرې اړینې دي.
دا محاسبه تر بل هر لیدلوري د هیبتالله له تور لیدلوري سره نږدېوالی لري؛ خو د رژیم بقا د هېواد د ثبات او ملي پرمختګ په معنا نه ده.
سیمهییز اتصال ښايي رژیم ته اقتصادي سرچینې برابرې کړي، خو د ملي مشروعیت، اغېزمنو بنسټونو او ستراتېژیک لیدلوري ځای نه شي نیولای.
د دې لنډلیدې او ناسمې محاسبې بیه عام افغانان پرې کوي!
هویت نیوز | د رسنیزې ایکولوژۍ او ستراتېژیکو نظریاتو خونه


















