جمهوری اسلامی قانون جرم سیاسی دارد اما در عمل معترضان و منتقدان را با اتهاماتی مثل تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی یا محاربه محاکمه میکند. یعنی حتی در چارچوب قوانین خودش هم حاضر نیست بسیاری از زندانیان سیاسی را به رسمیت بشناسد.
زنان ایرلند شمالی منتظر نماندند تا سیاستمداران برایشان صلح و دموکراسی بیاورند. در جامعهای گرفتار دههها خشونت، سرکوب و شکافهای عمیق مذهبی و سیاسی، زنان از حاشیه به متن سیاست آمدند و برای حضور در تصمیمگیری و مذاکرات صلح جنگیدند.
اما چطور توانستند؟
تجربه ایرلند شمالی یک درس مهم دارد: دموکراسی بدون مشارکت واقعی زنان ساخته نمیشود. زنان فقط قربانی خشونت نبودند و به نیرویی سیاسی تبدیل شدند که توانست بر مسیر مذاکرات و توافق صلح ۱۹۹۸ تأثیر بگذارد.
این تجربه برای آینده ایران هم پرسشهای جدی دارد.
تحریمها جان بیماران را به خطر میاندازند اما رانت، انحصار و فساد در ساختار حکومتی هم بخش مهمی از بحران داروست. نمیتوان همه مسئولیت را به گردن تحریمها انداخت.
ترانه رحیمی با حکم اعدام و خواهرش رومینا با ۳۶ سال حبس روبهروست. نام هر دو در میان نامزدهای نهایی جایزه ساخاروف قرار گرفت.
Negin Shiraghaei retweeted
مادر پرنیان دبیری، از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در ویدئویی از سیاست دوگانه مقامهای جمهوری اسلامی در قبال دانشآموزان کشته شده در اعتراضات دیماه در مقایسه با کودکان کشتهشده میناب انتقاد کرد و پرسید: کشتن دانشآموزان در اعتراضات دیماه جرم نبود؟
او در این ویدئو که روز چهارشنبه ۲۹ مهر منتشر شد، میگوید در مسیر رفتن به مزار دخترش، بیلبورد تصاویر کودکان کشتهشده میناب را با شعار «ندیدن این صحنه جرم است» دیده است. او با اعتراض به برخورد دوگانه حکومت میپرسد کشتن دانشآموزان در اعتراضات دیماه جرم نبود؟ چرا یکبار برای محکوم کردن کشتن دانشآموزان در اعتراضات، پلاکاردی نصب نکردید؟
مادر پرنیان دبیری همچنین با اشاره به تماس با خانوادهها برای شهید اعلام کردن فرزندانشان گفت: وقتی خودمان دیدهایم چه کسی فرزندمان را کشته است، چطور میتوانیم این کار را انجام دهیم.
این مادر دادخواه در ادامه به فشارهای امنیتی و دلایل سکوت خانوادهها در قبال جانباختن فرزندانشان اشاره کرد و تاکید کرد: کینهای که در دلمان است هر روز در حال بدتر شدن است.
پرنیان دبیری، نوجوان ۱۶ ساله ساکن شهرک بهارستان تهران، شامگاه ۱۹ دیماه به همراه پدر و مادرش در اعتراضات تهران حضور داشت و از ناحیه سر با گلوله جنگی هدف قرار گرفت و کشته شد.
اخیرا سازمان حقوق بشر ایران در تازهترین گزارش خود از سرکوب اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، فهرست بیش از ۴۲۰۰ جانباخته را منتشر و اعلام کرد که در میان کشتهشدگان شناساییشده دستکم ۴۲۰ زن و ۲۸۱ نفر زیر ۱۸ سال قرار دارند. ۲۵ نفر از این تعداد نیز کمتر از ۱۴ سال داشتهاند و کمسنترین قربانی ثبتشده چهار ماهونیمه بوده است.
جمهوری اسلامی پیشتر شمار جانباختگان دیماه را ۳۱۱۷ نفر اعلام کرده بود.
عباس عراقچی از دولت فرانسه خواسته صدای معترضان را بشنود و حق تجمع را به رسمیت بشناسد. همان حقی که جمهوری اسلامی در ایران با کشتار، بازداشت و قطع اینترنت از مردم سلب کرده است.
تهدید وکلای زن به سلب صلاحیت بهخاطر #حجاب_اجباری نشان میدهد مسئله فقط پوشش نیست. جمهوری اسلامی کنترل بدن زنان را به حق کار و استقلال اقتصادی آنها گره زده است. این همان تبعیض ساختاری است که از خیابان تا محل کار ادامه دارد.
زنان در ایران حدود پنج برابر مردان وقتشان را صرف کار خانگی و مراقبتی بدون دستمزد میکنند یعنی ۲۲.۵٪ در برابر ۴.۵٪.
این فقط تقسیم نابرابر کار در خانه نیست. وقتی زمان، انرژی و فرصت زنان اینطور مصرف میشود، نابرابری از خانه شروع میشود و به اقتصاد و استقلال فردی میرسد.
عفو بینالملل میگوید دستکم ۳۴ نفر در پروندههای مرتبط با اعتراضات دیماه اعدام شدهاند و حکم اعدام دستکم ۲۰ نفر دیگر تایید شده است. دستگاه قضایی هزینه اعتراض را تا مرز جان انسانها بالا میبرد. حکومتی که پاسخ اعتراض را با اعدام میدهد، اصلاحپذیر نیست.
عباس عراقچی گفته پیشنهاد ایران برای بازگشایی تنگه هرمز همچنان روی میز است. پیشنهادی که در برابرش رفع محاصره بنادر و کاهش فشار بر صادرات نفت ایران مطرح شده. مذاکره هنوز بر سر شروط دو طرف و پرونده هستهای گیر کرده است.
همانطور که قبلا هم گفتم، وقتی جمهوری اسلامی از «مردم» حرف میزند، منظورش عملاً همان حدود ۱۳ درصدی است که هنوز طرفدارش هستند، نه همه ۹۳ میلیون ایرانی. برای همین رفع #تحریم بدون نظارت صحیح و پاسخگویی، لزوما به معنی بهتر شدن زندگی همه مردم نیست.

