سیامک اعظمی (@siamak_azami) header
سیامک اعظمی (@siamak_azami) profile picture

برادر قهرمان میهن #سپهر_اعظمی نویسنده، طراح ، گرافیست

Joined May 2023
Photo by سیامک اعظمی (@siamak_azami)Photo by سیامک اعظمی (@siamak_azami)Photo by سیامک اعظمی (@siamak_azami)Photo by سیامک اعظمی (@siamak_azami)Photo by سیامک اعظمی (@siamak_azami)Photo by سیامک اعظمی (@siamak_azami)Photo by سیامک اعظمی (@siamak_azami)Photo by سیامک اعظمی (@siamak_azami)Photo by سیامک اعظمی (@siamak_azami)Photo by سیامک اعظمی (@siamak_azami)
اینجا آرامگاه ته تغاری خانه ماست امروز، روز جهانی ته‌تغاری‌هاست؛ اما ته‌تغاری خانه‌ی ما، پیش از همه، بال‌هایش را گشود و به سوی ابدیت پر کشید. سپهر عزیز، تو کوچک‌ترین بودی، اما قلبت از همه‌ی ما بزرگ‌تر بود. با شجاعتی بی‌مانند در برابر گلوله‌ها ایستادی روزت گرامی باد. #سپهر_اعظمی
38
165
5
1,754
35,540
سیامک اعظمی retweeted
امروز روز تولد توست ای جوان آفتاب نامت اما مانده در تاریخ فراتر از حساب تولدت، یادآور لبخندهای ناتمام یاد یک قلب جوان یک آرزوی بی سرانجام گرچه تقویم از نبودت رنگ اندوهی گرفت نام تو در حافظه ی این سرزمین جاوید ماند تو نرفتی تا فراموشت کند این روزگار نام تو گل میکند هر بار در دلهای بیدار محمد مهدی تولدت در آسمانها مبارک یادت در دل ما تا ابد ماندگار است. #محمدمهدی_کرمی #سپهر_اعظمی #سیامک_اعظمی
1
5
40
363
سیامک اعظمی retweeted
امروز همراه با خانواده های جاویدنامی که در #میعادگاه_عاشقان_راه_آزادی هستند بعد از گذشت چهار سال موفق به گرفتن مراسم تولد برای #محمدمهدی_کرمی شدیم #سپهر_اعظمی
2
11
128
امروز روز تولد توست ای جوان آفتاب نامت اما مانده در تاریخ فراتر از حساب تولدت، یادآور لبخندهای ناتمام یاد یک قلب جوان یک آرزوی بی سرانجام گرچه تقویم از نبودت رنگ اندوهی گرفت نام تو در حافظه ی این سرزمین جاوید ماند تو نرفتی تا فراموشت کند این روزگار نام تو گل میکند هر بار در دلهای بیدار محمد مهدی تولدت در آسمانها مبارک یادت در دل ما تا ابد ماندگار است. #محمدمهدی_کرمی #سپهر_اعظمی #سیامک_اعظمی
1
5
40
363
امروز همراه با خانواده های جاویدنامی که در #میعادگاه_عاشقان_راه_آزادی هستند بعد از گذشت چهار سال موفق به گرفتن مراسم تولد برای #محمدمهدی_کرمی شدیم #سپهر_اعظمی
2
11
128
آبان، آغاز خواهد بود.... قسم به صبح ، که از دلِ شب طلوع کند قسم به سپهر ، که این خاک را شروع کند قسم به بغضِ گره‌خورده در گلوی زمان قسم به خشمِ فروخفته در دلِ طوفان هنوز آتش به رگ‌های این وطن جاری‌ست هنوز در دلِ این شب ، چراغِ بیداری‌ست اگرچه شب به سرِ شهر ، سایه‌ها افکند طلوع ، ریشهٔ تاریکیِ زمان برکند نه زخمِ کهنه نشانِ شکستِ فردا شد نه شامِ تیره ، سرانجامِ نسلِ ما شد دوباره از دلِ خاک ، آفتاب خواهد رُست دوباره پرچمِ امید ، بر فرازِ ماست صدای گامِ سحر می‌رسد ز دوردستان طنینِ صبح بپیچد به کوچه‌های ایران آبان ، آغاز خواهد بود ، ای هم‌وطن طلوعِ صبحِ حقیقت ، ز قلبِ این میهن نه وعده‌ای به فراموشیِ زمان سپرده نه رؤیایی که در کنجِ سکوت پژمرده آبان، سرآغازِ فصلی دگر خواهد بود و صبح ، وارثِ این شامِ تیره خواهد بود و این آبان ، آغاز خواهد بود ، نه تکرار زخم های دیروز که از خاکستر این شب ، برمی خیزد صبح پیروز ✍️ #سیامک_اعظمی #آبان_آغاز_خواهد_بود #سپهر_اعظمی
3
10
190
ما شمع به دست آمده‌ایم از دلِ شب‌ها تا نور بپاشیم به خاموشیِ لب‌ها ما وارثِ داغیم ، نه تسلیمِ زمانیم با زخمِ فراوان ، هنوز اهلِ قیامیم هر شمع روایتگرِ یک خاطره مانده‌ست هر شعله گواهی‌ست که یک بغض نمانده‌ست ما آمده‌ایم از دلِ اندوهِ فراوان با نامِ عزیزانِ به‌خاک‌افتاده ، گریان این جمع ، صدای دلِ خاموش‌شدگان است هر شعله ، چراغی به رهِ دادخواهان است گفتند فراموش کنید آن‌همه داغ را اما نتوان پاک نمود از دل ، چراغ را تا شمع به دستِ من و تو روشن و بیدار است شب هرچه سیاه است ، سرانجامش فرار است نه اشکِ یتیمی ز دلِ ما به فراموشی رود نه خونِ دلِ مادرِ داغ‌دیده خاموش شود ما زنده نگه می‌داریم نامِ عزیزان تا حق نرسد ، قصه نمانَد به پایان ✍️ #سیامک_اعظمی ما شمع به دست آمده‌ایم ؛ نه برای سوختن برای روشن ماندن 🕯️ ای تاریخ ما را به یاد داشته باش #سپهر_اعظمی
1
1
9
322
معرفی کتاب ؛ «حقایق زیر خاک» به قلم #سیامک_اعظمی هزار داستان واقعی،نه افسانه. زندگی هر عزیزی که امروز زیر خاک است، از نخستین نفس تا پس از مرگ، که هر یک خود یک کتاب کامل است. آنچه در قصه‌ها می‌شنیدیم اینجا حقیقت دارد. #حقایق_زیر_خاک
2
19
50
5,872
#مهرگان_زحمتکش ؛ سی‌سالگی‌ای که هرگز نرسید مهرگان زحمتکش، جوانی شاداب و زنده‌دل از رشت بود؛ دستفروشی می‌کرد و با موتورسیکلت مسافرکشی و روزگار می‌گذراند. رؤیایش ساده بود: روزی کافه‌ای برای خودش داشته باشد. اما سرنوشت، برای او صفحه‌ای سیاه نوشت. مهرگان در زندان لاکان رشت، با حکمی کوتاه‌مدت محبوس بود و حدود چهار ماه از پایان حبس قانونی‌اش گذشته و تنها مسئله دیه باقی مانده بود. او قرار بود در ۲۸ مهر ۱۴۰۱ سی‌سالگی‌اش را جشن بگیرد؛ اما ۱۷ مهر ۱۴۰۱ ، در جریان آتش‌سوزی و سرکوب خونین زندان لاکان رشت، با سه گلوله جنگی هدف قرار گرفت و به آسمانها پیوست. پیکرش پس از انتقال به بیمارستان پورسینای رشت شناسایی شد و سرانجام در قطعه ۱۵ باغ رضوان رشت به خاک سپرده شد. سی‌سالگی مهرگان هرگز طلوع نکرد؛ اما نامش در حافظه خانواده و دادخواهان هنوز زنده است. برگی از #کتاب #حقایق_زیر_خاک به قلم #سیامک_اعظمی
2
3
5
386
#ابوالفضل_آدینه‌زاده ؛ شانزده‌ساله‌ای که در راه مدرسه، بند کفش‌هایش را برای راهی به سوی آزادی محکم کرد ۲۷ خرداد ۱۳۸۴، مشهد؛ پسری به دنیا آمد که قرار بود سال‌های نوجوانی‌اش را میان مدرسه، دوستان، خانواده و رؤیاهای آینده بگذراند. نامش ابوالفضل آدینه‌زاده بود؛ دانش‌آموز رشته الکترونیک، علاقه‌مند به تکواندو و نوجوانی که از چهارده‌سالگی تعمیرات موبایل انجام می‌داد. او هنوز شانزده سال بیشتر نداشت؛ سنی که جهان باید پیش روی آدم باز شود، نه اینکه ناگهان به دیوارهای خون و خاک ختم شود. شنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۱ ابوالفضل از خانه بیرون آمد. قرار بود روزی معمولی باشد؛ راه مدرسه، خیابان، زندگی... اما آن روز، مسیر زندگی او برای همیشه تغییر کرد. در جریان اعتراضات مقابل دانشگاه فردوسی مشهد زخمی شد و با گلوله‌های ساچمه‌ای به‌شدت آسیب دید. او را به بیمارستان امام رضا(ع) مشهد رساندند. تلاش پزشکان برای نجاتش ادامه یافت ، اما زخم‌ها سنگین‌تر از آن بود که یک نوجوان شانزده‌ساله بتواند از آن بازگردد. ۱۸ مهر ۱۴۰۱ پیکر ابوالفضل در آرامستان روستای نجف‌آباد ، شهرستان فاروج ، خراسان شمالی به خاک سپرده شد. اما در تاریخ همه‌چیز با دفن شدن پایان نمی‌یابد. ابوالفضل برای بسیاری ، یادآور نسلی شد که آزادی را نه واژه‌ای دور و دست‌نیافتنی ، بلکه حقی برای زندگی می‌دانست؛ حقی برای انتخاب ، برای کرامت و برای آنکه انسان بتواند آینده‌اش را خودش بسازد. شاید تلخ‌ترین حقیقت درباره ابوالفضل این باشد که او هنوز آن‌قدر جوان بود که آینده‌اش را زندگی نکرده بود. او به خاک سپرده شد؛ اما پرسشی که نسل او با خود به خیابان برد ، زیر خاک نرفت: انسان تا کجا می‌تواند برای آزادی و کرامت انسانی ایستادگی کند؟ برگی از #کتاب #حقایق_زیر_خاک به قلم #سیامک_اعظمی
4
8
369
ای تاریخ ما را به یاد داشته باش #سپهر_اعظمی #مهرگان_زحمتکش
1
5
60
تاریخ اگر سنگ شود بر نام‌ها ما سنگ را هم به فریاد می‌شکنیم #سپهر_اعظمی #سیامک_اعظمی
8
166
در قبیله ی ما ، یکی یکی رفتند زیر طناب دار برادر ، عمو ، دوست و.... همه در یک صف تار حالا من مانده ام،این طناب آویخته به شاخه ی خشک می شمارد ضربان قلبم را ، میداند نوبتم نزدیک است دامن شب را گرفتند ، کشیدند بر گردن روز خنده هامان را خفه کردند ، در گلوگاه سوز طناب هنوز تاب میخورد ، با سایه ی آخرین رفته می گوید نگاه کن ، جای پایت خالیست در این حلقه باد میوزد طناب میرقصد مرگ میخندد میداند که دیگر نه فریادی نه نجاتی نه مرهمی در قبیله ما رسم است آخرین نفر خود طناب را ببوسد با لبخند بگوید؛ نوبت منم رسید « خداحافظ ایران » #سیامک_اعظمی ای تاریخ ما را به یاد داشته باش #سپهر_اعظمی ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ In our tribe, one by one they went beneath the gallows rope Brother, uncle, friend, and... all in one darkened line Now I am left behind, this rope hanging from a dry branch It counts my heartbeat, it knows my turn is near They seized the hem of night, pulled it over the neck of day They strangled our laughter, in the burning throat The rope still sways, with the shadow of the last one gone It says, “Look, your place is empty in this circle” The wind blows The rope dances Death laughs, knowing that there is no more No scream No rescue No solace In our tribe, it is tradition that the last one kisses the rope himself With a smile, he says; “My turn has come. Goodbye, Iran.” ✍️ #Siamak_Azami O history, remember us #Sepehr_Azami
2
3
17
573
ای چشم زخمیِ میدان که یک نگاهت هنوز فریاد است میان بند و حکم و طنابِ بیداد نامت همان شعلهٔ بیداد است از خاکِ مهر تا قزل‌حصار قدم زدی و چشم را جا گذاشتی اما نگاهت را نبردند از تو که آزادی را با یک چشم کاشتي برادرِ سپهر، هم‌خونِ زخم تو هم از آن نسلِ نایستاده‌ای اگر زانو نزدند در آن شب‌ها تو هم در سلول ایستاده‌ای تاریخ اگر سنگ شود بر نام‌ها ما سنگ را هم به فریاد می‌شکنیم ✍️ #سیامک_اعظمی
1
1
9
296
دیروز با زخم‌هایش در غبار زمان گم شد و دیگر بازنمی‌گردد. امروز، همان فردای موعودی بود که در خیالمان می‌بافتیم، اما تلخ‌تر از دیروز، ما را به سخره گرفت . آیا اراده‌ای داریم که فردا را از چنگال تکرار دیروزهای ناکام برهانیم؟ برای گریز از این چرخه‌ی ملال‌آور، باید با عزمی راسخ دست به کار شد: ـ هدف‌نگاری قاطع: فردا را با اهدافی روشن و دست‌یافتنی ترسیم کنید؛ حتی گامی کوچک، اما استوار. ـ بازنگری بی‌رحمانه: ریشه‌های ناکامی امروز را بشکافید. چه غفلتی شما را به این روز نشاند؟ آن را بی‌امان اصلاح کنید. ـ عمل بی‌درنگ: انتظار معجزه را رها کنید. امروز با تلاشی ملموس، بذر فردایی متفاوت بکارید. ـ مهار طوفان درون: اگر یأس سایه افکنده، با نوشتن یا گفت‌وگو، آن را مهار کنید تا ذهنتان آزاد شود. حضور در اکنون: فردا در مه، اما امروز در دستان شماست. آن را با انتخاب‌هایی جسورانه بسازید. آیا عزمی برای این نبرد دارید؟ تا فردا را از اسارت دیروز آزاد کنیم؟ ✍️ #سیامک_اعظمی
2
318
بهترین دوران زندگیم بود اما زمانی برادرم رفت، روحمو هم با خودش برد تمام خوشی‌ها و رنگ‌های زندگیمو هم با خودش برد دیگه از آن زمان زندگی برام بی‌معنی شده.... خیلی سعی کردم ، اما اصلاً نمی‌فهمم زندگی یعنی چی... کسی میدونه زندگی. یعنی چی؟ خسته‌ام… خیلی خسته.... #سپهر_اعظمی
4
8
1
42
575
چقدر دلم به حال دلم میسوزه
4
10
3
37
1,542
سومین سالگرد جاودانگی سپهر عزیزمان کنار خانواده های شریف دادخواه ایستاده ایم به امید روز عدالت و دادخواهی✌️🕊️ ای تاریخ ما را به یاد داشته باش #سپهر_اعظمی
6
15
54
1,576
سپهر هم کلا ۱۲ ساعت از این استوریش گذشته بود که هفتاد گلوله ساچمه ی فقط در سر و صورتش بود 😭 سه سال گذشت😭 ای تاریخ ما را به یاد داشته باش #سپهر_اعظمی
برادرم #سپهر_اعظمی در۱۲ آبان چند ساعت قبل از تیر خوردن دراینستاگرام خود نوشت:«ای تاریخ، ما را به یاد داشته باش» و ساعاتی بعد چنان مستانه در میانه میدان خوش رقصی کرد که تاریخ ، مجاب به اطاعت امر شد و نام این مبارز سلحشور را در قلب خود جای داد
30
338
3
2,652
33,082
در آسمان‌های بی‌کران عدالت، جایی که ستارگان اعتراض تو می‌درخشند ای محمدمهدی قهرمان کاراته تولد آسمانی‌ات مبارک باد؛ روحت چون شمشیرِ آزادی، ابدی بماند و دل‌های ما را به آتشِ عشقِ تو بسوزاند! #محمدمهدی_کرمی #سپهر_اعظمی
9
47
1
414
4,284