میدانم که سخت است تهیه همه اقلام ضروری زندگی، ولی اگر امکانش را داشتید تا عید امسال آذوقه و بنزین و وسایل پزشکی و لوازم شارژی ذخیره کنید
این زمستان شاید آخرین زمستان رژیم باشد
جمهوری اسلامی این یک حرف را درست میگوید: نظم منطقه باید به دست کشورهای منطقه ساخته شود
اما نه با جمهوری اسلامی؛ با بازگشت شاه و احیای نقش تاریخی ایران.
خاورمیانه به صاحب نظم نیاز دارد، نه مدعی آن.
پیمان ابراهیم یا پیمان مکه؛ تصادف دو هندسه قدرت، آغاز نبرد بر سر معماری نظم آینده خاورمیانه!
دوران میانجیگریهای پراکنده قطری و پاکستانی را پایانیافته فرض کنید، دو بلوک و متحدانشان در حال بازتعریف موازنه قدرتاند
ایران «آینده» هنوز معادله غایب این صفآرایی است. شاید این دو پیمان، مقدمه تولد «پیمان کوروش» باشند؛ نظمی فراگیر که به جای میانجیگری میان دو محور، هر دو را زیر یک چتر بنشاند
آیا توییتم را می بینید؟ پشتیبان را داشته باشید؛ @DNA_SHADOW1
#سیاست_ورزی_برتر
#تحلیل | چرا نسخه ونزوئلا برای ایران کار نمیکند؟
نسخه ونزوئلا برای ایران کار نمیکند، چون شباهتها سطحیاند و تفاوتها بنیادین. هر دو رانتی اند؛ اقتصادی که از فروش نفت زندگی میکند، نه از مالیات شهروند. هر دو سرکوبگرند. هر دو زیر فشار تحریماند. ولی همینجا تمام شباهتهاست.و تمام
و حالا تفاوت ها:
اول، ساختار قدرت. ونزوئلا یک دولت بود. ارتش داشت، بوروکراسی داشت، ولی سپاه نداشت. وقتی مادورو کنار رفت، ارتش برای حفظ او وارد جنگ تمامعیار نشد، اما بخش مهمی از همان ساختار قدرت باقی ماند. ایران سپاه دارد؛ نهادی که نه فقط نظامی است، بلکه اقتصادی است: قرارگاه خاتم، بنیادها، شبکههای مالی و کنترل بخشهایی از اقتصاد. وقتی سپاه هست، «سقوط دولت» لزوما به معنی سقوط نظام نیست، چون دولت فقط ویترین بخشی از قدرت است.
دوم، جمعیت و سرزمین. ونزوئلا حدود ۲۹ میلیون نفر جمعیت دارد، ایران بیش از ۹۰ میلیون. ونزوئلا کوچکتر و از مسیر دریا محاصرهپذیرتر است. ایران با مرزهای گسترده، همسایگان متعدد و تنگه هرمز، داستان متفاوتی دارد. حتی اگر رژیم بیفتد، خلأ قدرت اینجا لزوما نه با دموکراسی پر میشود، نه با هرجومرج معمولی؛ پای بازیگران منطقهای وسط میآید که هر کدام ذینفعاند.
و اینجاست که نقش #شاه اهمیت پیدا میکند و همین دیروز توییت شان در مورد آمادگی برای تحویل قدرت در لحظه خلا نیز جهت اطمینان بخشی بود
سوم، ایدئولوژی. چاوز کاریزما بود، مادورو ادامه او. ولی ولایت فقیه یک مشروعیت متافیزیکی ادعا میکند ، ادعای ظهور مهدی و جنگ آخرالزمانی دارد که با رفتن یک نفر از بین نمیرود. رهبر عوض میشود، ساختار میماند.
مهم: ✍️چهارم، پیام شاهزاده رضا پهلوی. پیام شاهزاده به ماریا کورینا ماچادو درباره آینده بود؛ درباره دوستی ایران و ونزوئلا پس از آزادی دو کشور. اشتباه نکنیم! نگاه یک رهبر سیاسی به آینده، لزوما همان برداشت ما از اتفاقات امروز نیست. ما لحظه پیروزی را میبینیم، او باید فردای آن را هم در نظر بگیرد.
مساله ای که بعضی ها دچار اشتباه میشوند ، میگویند نه یک قدم جلوتر و نه یک قدم عقبتر از شاه نباید قدم برداشت: و این درست است اما باید قوه تشخیص داشت که آیا این پیام مخاطب خاص دارد یا برای پادشاهیخواهان است؛ و نیاز است تفکیک شود و با دقت پیام های شاه خوانده شود
و اما خطر اصلی همینجاست.
این همان جایی است که میتوانند پوستاندازی جمهوری اسلامی را در بستهبندی «نسخه ونزوئلایی» به خورد مردم بدهند. چند چهره کنار بروند، چند نفر تازه بیایند، ولی همان شبکه قدرت باقی بماند.
و این ذهنیت از امروز در ذهن ما ایجاد کنند که نسخه ونزویلا اجرا میشه و حساسیت مان کم شود؛
و ببینیم در یک جمهوری دیگر گرفتار شدیم
اینجا خاورمیانه است هر بازیگری قدرت را در دست بگیرد؛ حتی موقت: دیگر به سختی تحویل میدهد
پس الگوی ونزوئلا بیشتر شبیه آرزوی کسانی است که میخواهند سناریوی ساده «رژیم بیفتد و همهچیز تمام شود» را باور کنند، تا تحلیل واقعیت پیچیده ایران.
اشتباه نکنیم؛ عوض شدن حاکم، لزوما به معنی پایان حاکمیت قبلی نیست.
«ایران و ونزوئلا فقط از دور شبیه همن؛ از نزدیک، دو تا داستان کاملاً متفاوتن»
و در اخر : «کسی که تفاوت ساختار قدرت در ایران و ونزوئلا را نمیبیند، هنوز سیاست را از روی تیتر خبرها میخواند.»
عامل ناشناس retweeted
هیچی نمیبینم، پست نمیشه، اکانت پشتیبان: @DNA_SHADOW1
هیچی نمیبینم، پست نمیشه، اکانت پشتیبان: @DNA_SHADOW1
پاینده ایران و جاوید شاه ✍️
تبریک؛ دیدیم که نتانیاهو پیروز شد…
سه عامل علیه نتانیاهو در انتخابات امروز
تا این لحظه، سه موضوع به ضرر نتانیاهو تمام شده است:
۱. مانور مخالفان روی اخبار جعلی: مخالفان نتانیاهو با دامن زدن به این روایت که او میخواسته پیش از انتخابات به ج.ا حمله کند تا نتیجه انتخابات را به سود خود تغییر دهد، تلاش میکنند او را متهم کنند که امنیت اسرائیل را فدای قدرت سیاسی خود میکند
۲. افزایش بیسابقه رای دهندگان نارضایتی نظامیان:
حدود ۱۱۰ هزار حریدی که بخش مهمی از پایگاه ائتلاف نتانیاهو محسوب میشوند، با مسئله معافیت از سربازی روبهرو هستند. نظامیان از این تبعیض ناراضیاند و این اختلاف به زیان نتانیاهو است
۳. مشارکت اعراب: افزایش مشارکت رأیدهندگان عرب میتواند به نفع گادی آیزنکوت و مخالفان نتانیاهو باشد. همچنین شنیدههایی درباره استقرار تیمهای فیلمبرداری وابسته به لیکود در اطراف حوزههای رأیگیری عربنشین مطرح شده که فردا نتوانند زیرش بزنند
اما چرا همچنان معتقدم نتانیاهو نخستوزیر باقی خواهد ماند؟
نتانیاهو اصلا به پیروزی قاطع نیاز ندارد. کافی است مخالفانش نتوانند بر سر جانشینی او و تشکیل دولت توافق کنند
که تا این لحظه نتوانستند!
مهم: در اسرائیل، تعداد کرسیها مهم است، اما توانایی تشکیل دولت مهمتر است
یعنی نتانیاهو برای در قدرت ماندن ، کافیست رقبایش نتوانند ائتلاف کنند
که این کار را نتوانستند انجام بدهند
نتانیاهو استاد بازی ائتلافهاست؛ حتی اگر انتخابات را نبرد، ممکن است قدرت را واگذار نکند.
و در آخربا اینکه چند ساعتی به اتمام رای گیری نمانده، ولی باز هم روی حرفم هستم ،
نتانیاهو نخست وزیر خواهد ماند
عامل ناشناس retweeted
دو پیشبینی خلاف جریان غالب ثابت کرد: قدرت روی کاغذ نیست، پشت صحنه ست
امیدوارم در این روزهای تاریک، اندکی امید و آرامش به دلهایتان آورده باشم
صفحه ام ریفرش نمیشه، نمیدانم من و میبینید؟
صفحهام را احتمالا ریپورت هماهنگ میکنند؛ اگر قطع شد
پشتیبان را دنبال کنید @DNA_SHADOW1
دو پیشبینی خلاف جریان غالب ثابت کرد: قدرت روی کاغذ نیست، پشت صحنه ست
امیدوارم در این روزهای تاریک، اندکی امید و آرامش به دلهایتان آورده باشم
صفحه ام ریفرش نمیشه، نمیدانم من و میبینید؟
صفحهام را احتمالا ریپورت هماهنگ میکنند؛ اگر قطع شد
پشتیبان را دنبال کنید @DNA_SHADOW1
ایرانیان طی یک دهه، نتانیاهو و دکترین امنیتی او را شناختهاند؛ از سکوت معنادارش تا هماهنگیهای راهبردی با واشنگتن.اما رویکرد دیگرنامزدها برای ما روشن نیست،
مسئله، دشمنی ساختاری اسرائیل با جمهوری اسلامی نیست؛ مسئله زمانه، تغییر رهبری یعنی بازتعریف هماهنگیها و خرید زمان برای رژیم.
دل میلیون ها مادر و پدر ایرانی را التیام بخشیدی، نتیجه هر چه باشد ؛@netanyahu تو برنده ای…
دل میلیون ها مادر و پدر ایرانی را التیام بخشیدی، نتیجه هر چه باشد ؛@netanyahu تو برنده ای…
سه عامل علیه نتانیاهو در انتخابات امروز
تا این لحظه، سه موضوع به ضرر نتانیاهو تمام شده است:
۱. مانور مخالفان روی اخبار جعلی: مخالفان نتانیاهو با دامن زدن به این روایت که او میخواسته پیش از انتخابات به ج.ا حمله کند تا نتیجه انتخابات را به سود خود تغییر دهد، تلاش میکنند او را متهم کنند که امنیت اسرائیل را فدای قدرت سیاسی خود میکند
۲. افزایش بیسابقه رای دهندگان نارضایتی نظامیان:
حدود ۱۱۰ هزار حریدی که بخش مهمی از پایگاه ائتلاف نتانیاهو محسوب میشوند، با مسئله معافیت از سربازی روبهرو هستند. نظامیان از این تبعیض ناراضیاند و این اختلاف به زیان نتانیاهو است
۳. مشارکت اعراب: افزایش مشارکت رأیدهندگان عرب میتواند به نفع گادی آیزنکوت و مخالفان نتانیاهو باشد. همچنین شنیدههایی درباره استقرار تیمهای فیلمبرداری وابسته به لیکود در اطراف حوزههای رأیگیری عربنشین مطرح شده که فردا نتوانند زیرش بزنند
اما چرا همچنان معتقدم نتانیاهو نخستوزیر باقی خواهد ماند؟
نتانیاهو اصلا به پیروزی قاطع نیاز ندارد. کافی است مخالفانش نتوانند بر سر جانشینی او و تشکیل دولت توافق کنند
که تا این لحظه نتوانستند!
مهم: در اسرائیل، تعداد کرسیها مهم است، اما توانایی تشکیل دولت مهمتر است
یعنی نتانیاهو برای در قدرت ماندن ، کافیست رقبایش نتوانند ائتلاف کنند
که این کار را نتوانستند انجام بدهند
نتانیاهو استاد بازی ائتلافهاست؛ حتی اگر انتخابات را نبرد، ممکن است قدرت را واگذار نکند.
و در آخربا اینکه چند ساعتی به اتمام رای گیری نمانده، ولی باز هم روی حرفم هستم ،
نتانیاهو نخست وزیر خواهد ماند
نگران نباشید!
#تحلیل | چرا معتقدم نتانیاهو نخستوزیر خواهد ماند؟
با وجود آنکه نظرسنجیها ائتلاف نتانیاهو را با ۵۴ کرسی، پایینتر از حد نصاب ۶۱ کرسی نشان میدهند، برآورد من این است که او همچنان شانس جدی برای حفظ نخستوزیری دارد. سه سناریو را نباید نادیده گرفت:
۱. حفظ قدرت تا تشکیل دولت جدید: طبق ساختار پارلمانی اسرائیل، نرسیدن به ۶۱ کرسی به معنای برکناری فوری نخستوزیر نیست. نتانیاهو میتواند تا تشکیل دولت جایگزین در قدرت باقی بماند. حتی شکست مذاکرات تشکیل دولت ممکن است به انتخابات مجدد منجر شود.
۲. جذب احزاب کوچک: احزابی که امروز خارج از ائتلاف نتانیاهو قرار دارند، لزوماً فردا مخالف او نخواهند بود. چند کرسی سرنوشتساز میتواند با توافق سیاسی، مسیر تشکیل دولت را تغییر دهد.
۳. ریزش در بلوک مخالف: مخالفان نتانیاهو یک جریان یکپارچه نیستند. اختلافات سیاسی و ایدئولوژیک میان آنها میتواند مانع تشکیل دولت مشترک شود. حتی جابهجایی چند کرسی یا تغییر موضع یک حزب کوچک، معادله را به سود نتانیاهو تغییر میدهد.
اما نکته مهمتر: نتانیاهو برای باقی ماندن در قدرت، الزاماً به پیروزی قاطع نیاز ندارد؛ گاهی کافی است مخالفانش نتوانند بر سر جانشین او توافق کنند.
به همین دلیل، با وجود برتری نداشتن ائتلاف او در نظرسنجیها، همچنان برآوردم این است که نتانیاهو میتواند نخستوزیر باقی بماند.
در آخر : در سیاست اسرائیل، داشتن بیشترین کرسی مهم است؛ اما توانایی تشکیل دولت مهمتر است.
بوکمارک کنید تا قدرت تحلیلم را با نتایجش بسنجید
بد شد که!
ترامپ میگوید، این توافق در مقطعی از جنگ، موقتی بود و جهت عبور کشتی؛ بخوانید، «تجاری، مین روبی خلیج فارس و ملوانان » بود
رژیم دوباره و البته ۱۰۰ بار دیگه هم که گوول خورد…
بچه ها، امیدوارم از این شاهکار بینظیر راضی بشوید!
یادتان باشد من نظر صریحم را یک هفته پیش ارائه کردم؛ وقتی از کارشناسان اینترنشنال تا کدشکنهای توییتر، همه از حمله قریبالوقوع بی بی میگفتند
تفاوت تحلیل با هیاهو همین است؛ تحلیلگر موجسوار نیست، آنچه را دیگران نمیبینند، میبیند
لعنت به آن ۵۷ که کاری کرد یک ایرانی، بهجای زندگی کردن، مجبور باشد هر روز اخبار جنگ و سیاست جهان را دنبال کند تا شاید کورسوی امیدی برای آزادی کشورش پیدا شود!
آخر چرا مردم عادی باید بدانند حزب لیکود چیست؟ آیزنکوت کیست؟ نتانیاهو امروز چند بار حرف زده و ترامپ کجا و چند بار اسم ایران را آورده؟
مگر ما ایرانیها چه گناهی کردهایم که حتی آرزوی یک زندگی معمولی هم برایمان تبدیل به رؤیا شده است؟
چرا مردمی که باید به فکر زندگی، خانواده، آینده فرزندان و خوشبختی خود باشند، مجبورند از صبح تا شب اخبار جهان را زیر و رو کنند، شاید از میان هزار خبر، روزنهای برای آزادی کشورشان پیدا شود؟
دنبال روزنه امیدی برای خود هزار صفحه را دنبال کنند
این همان بلایی است که فاجعه ۵۷ و حکومت آخوندها بر سر ما آورد.
نسلی را سوزاند، نسلی را آواره کرد و نسلی را در انتظار فردایی که هرگز نرسید، پیر کرد.
ما فقط عمرمان را از دست ندادیم؛ حق یک زندگی معمولی را از ما گرفتند.
مردم کشورهای دیگر اخبار را از روی علاقه دنبال میکنند، اما ما ایرانیها از سر ناچاری؛ چون سرنوشت زندگیمان را در تصمیمهای دیگران جستوجو میکنیم.
ما از زندگی چیز زیادی نخواستیم؛ فقط میخواستیم زندگی کنیم.
و این شاید تلخترین میراث جمهوری اسلامی باشد: نسلی که بهجای ساختن خاطره، عمرش را صرف انتظار برای آزادی کرد.
و در آخر حرف دل ✍️:
من بهعنوان کسی که سالها در حوزه سیاست و تحولات بینالمللی پژوهش کردهام، گاهی از خودم خجالت میکشم؛ نه از آنچه مینویسم، بلکه از این واقعیت تلخ که بهجای نوشتن از منافع ملی ایران، آبادانی وطن و آینده فرزندانمان، ناچارم هر روز سخنان سیاستمداران کشورهای دیگر را رصد کنم و برای شما بنویسم؛ شاید در میان تصمیمهای آنان، نشانی از آزادی ایران پیدا شود.
باور کنید گاهی چنان دلم میگیرد که حتی قلمم یاری نمیکند.
میمانم که چه بنویسم و چگونه بنویسم تا این درد را بفهمانم؛ درد ملتی که حتی برای رؤیای یک زندگی معمولی، چشم به اخبار جهان دوخته است.
چه بر سر ما آوردند که بهجای نوشتن از آینده ایران، مجبوریم آینده ایران را در سخنان دیگران جستوجو کنیم؟
عامل ناشناس retweeted
تاریخ، بهترین آموزگار است؛ اما برای کسانی که حاضرند از آن درس بگیرند!
امروز هنگام گوش دادن به پادکستی درباره جنگ جهانی دوم و آخرین روزهای امپراتوری ژاپن، شباهتهای تأملبرانگیزی میان آن روزهای ژاپن و وضعیت امروز جمهوری اسلامی توجهم را جلب کرد.
در سال ۱۹۴۵، آمریکا خواهان تسلیم بیقیدوشرط ژاپن بود. ماشین جنگی ژاپن فرسوده شده بود، شهرها زیر بمباران قرار داشتند و ادامه جنگ هر روز هزینه سنگینتری بر مردم تحمیل میکرد.
اما در رأس قدرت، گروهی از فرماندهان همچنان تسلیم را ننگ میدانستند. برای آنان، پذیرش واقعیت به معنای زیر سؤال رفتن حیثیت نظام و تمام باورهایی بود که سالها بر پایه آن حکومت کرده بودند.
امروز، هشتاد و یک سال بعد، ترامپ بارها از «تسلیم بیقیدوشرط» جمهوری اسلامی سخن گفته، درباره نابودی زیرساختها هشدار داده و از رهبران حکومت خواسته است تصمیمی بگیرند که از ویرانی بیشتر جلوگیری کند.
در مقابل، ادبیات حاکم بر جمهوری اسلامی همچنان بر مقاومت، ایستادگی و نپذیرفتن تسلیم تأکید دارد.
شباهت اصلی نه در قدرت نظامی دو کشور، بلکه در منطق تصمیمگیری رهبرانی است که عقبنشینی را شکست ایدئولوژی خود میدانند.
در ژاپن، حتی پس از هیروشیما، ورود شوروی به جنگ و بمباران ناگازاکی، هنوز کسانی در ساختار نظامی حاضر به پذیرش تسلیم نبودند.
ژاپن سرانجام تسلیم شد؛ اما پس از آنکه هزینههایی فاجعهبار پرداخته بود.
جمهوری اسلامی امروز پا در مسیری گذاشته که پیشتر قدرتی نظامی، بزرگتر و مجهزتر از آن، در همان منطق رویارویی به شکست رسیده است.
در سال ۱۹۴۵، مسئله فقط برتری نظامی آمریکا نبود؛ اراده سیاسی واشنگتن برای پایان دادن به جنگ با تسلیم ژاپن نقشی تعیینکننده داشت. ارادهای که در نهایت با بهکارگیری بمب اتم و در بستر تحولات دیگر جنگ، به تسلیم ژاپن انجامید.
پاینده ایران
جاوید شاه
#KingRezaPahlaviForIran
@DNA_shadowx


