یک مهسای دیگر retweeted
دورۀ دوسالۀ عضویت در مجلس نمایندگان به کوتهبینیِ سیاسی میانجامد زیرا نمایندگان را از اصلاحات ساختاریِ بلندمدتی که احتمالاً با مخالفت مواجه خواهد شد بازمیدارد و در عوض به طرحهای کوتاهمدت برای افزایش سرمایۀ سیاسی و کسب رأی در انتخابات بعدی تشویق میکند.
aasoo.org/fa/articles/2069
تصمیم شده مدارس یک شهرستانی را به علت برداشت زعفران تا ده روز یک ساعت دیرتر بازگشایی کنند. چون کودکان دانشآموز در برداشت سحرگاهی زعفران مشارکت میکنند. خیلی خبر سادهای به نظر میآید ولی واقعاً تکاندهندهست.
نرخ جاماندگان از تحصیل و سوسیواکونومی پذیرفتهشدگان کنکور آنجور. این هم از وضعیت دانشآموزان شهرستانها.
بین «دوستت دارم» و «ازت متنفرم» گفتن دومی بیشتر آدمو سبک میکنه. بار عشق با آن همه سنگینی انگار هنوز از نفرت سبکتره.
در کل در مورد جشن و مهمانی و عزاداری و سوگواری هم نظرم مشابه همان جملهی آغازین آن رمان معروف است. همهی جشنها شبیه همند، این عزاداریهان که هر کدام در نوع خودشون متفاوتند.
یک مهسای دیگر retweeted
اضطرابی که این روزها خانوادهها و پدر و مادرها دارن غیرقابل توصیفه. بچهها رو چکار کنیم؟ به مدرسه بفرستیم؟ اگه وضعیت خیلی خراب شد چطور خودمون رو به مدرسه برسونیم؟ پول رو چکار کنیم؟ برق چی میشه؟ تو سرما چکار کنیم؟ و هزار چکار کنیم دیگه! آدم خودش باشه یه گوشه میشینه ولی ماجرای بچهها خیلی فرق داره.
این روزها و این شرایط حق هیچ انسانی نیست. حق ما نبود این طور روزها رو بگذرونیم.
از کپیبرداری از مهمانیهای غربی هیچ خوشم نمیاد. بعضیها هم میگن جشن جشنه دیگه مثلاً چی میشه جشنای بقیه رو هم جشن بگیریم. باشه جشن بگیر فقط این بقیهت چرا همواره یه وَر نصفالنهاره. چرا اوگادی هند و اوشوگاتسوی ژاپن و ساگان سار مغولستان رو جشن نمیگیری کپیکار شُستهخرد.
اضطراب و بیثباتی و سرگشتگی جوانی را شور عشق و لیبیدوی بالای جوانی بود که تاب آورد. این آشوب مملکت را چه کنیم در میانسالی.
کاش میشد برای یکی دو روزی اگر نه عشق دست کم آن لیبیدوی جوانیام برگردد. روزگاری که وقت برای گوشدادن به ترّهات مردان و میل برای تحمل اداواطوارشان داشتم.
یک مهسای دیگر retweeted
دکتر ساتیریس
روانپزشک
پزشک شدن برای سلامتیتان خوب نیست:
استرس زیاد
اختلال در خواب
حجم کاری سنگین
احساس انزوا
به تعویق انداختن اهداف زندگی
فرصت کم برای ورزش
مواجهه با موارد آسیبزای روانی
نداشتن وقت کافی برای خانواده و دوستان
اجبار به بینقص بودن، چون جایی برای خطا نیست
مقاله:
Becoming a physician is not good for your health:
- High stress
- Sleep disruption
- Heavy workload
- Feelings of isolation
- Putting life goals on hold
- Limited time for exercise
- Exposure to traumatic cases
- Not having time for family and friends
- Always having to be perfect because there is no margin for error
دیشب شیرینترین خواب تمام عمرم را دیدم. یک ژرمنشپرد ولگرد در خیابان با من دوست شد. بعد معلوم شد ولگرد نیست، تربیتشده و پنجاه فرمان بلده، صاحبش مهاجرت کرده و سگ را گذاشته پیش پدرومادر پیرش که پای راهبردن این بچه را ندارند. گفتند خیلی دوستش داری سگ را ببر. من هم بردم.🥺
خدا پدر این داروهای چاقی را بیامرزه عموم مردم بالاخره با مفهوم ضرر داره ولی ضرر نگرفتن دارو بیشتره آشنا شدند.
این مقایسه رو پزشک قبل از تحریر هر نسخه برای تک تک داروها انجام میده. نه فقط داروی تزریقی چاقی، هر دارویی که نسخه میشه یعنی ضرر نگرفتنش از ضرر گرفتنش بیشتره.
الحمدلله طبقهی متوسط ایرانی همیشه چند قدم جلوتر است. برای مثال ما از توان ماشینداشتن و امنیتِ درماشینزیستن داشتن هم گذشتهایم. در میانسالی در منزل پدر و مادر زندگی میکنیم و با مدارک درخشان دانشگاهیمان با ماشین والدین در اسنپ کار میکنیم.
واقعاً غمانگیز است که تعداد بیشترازتصوری آدم در طبقهی متوسط کشورهای جهان اول به دنیا آمدند و با وام تحصیلات عالیه کردند و دست آخر شغل تخصصی پیدا نکردهند و شغل پایینرده هم کفاف اجاره و وامشان را نداده و به ناچار در ماشین زندگی میکنند.
از لحظهای که دیگه میتونستم برای همیشه برم از این مملکت عین پرندهای که در قفسش برای همیشه کنده شده آروم گرفتم. واقعاً مشکلم فقط همون در بود که باز باشه.
حتی با وجود تهدید جنگ انگار راحتم تو این قفس و بیقرار رفتن نیستم.






